تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيد جواد حسينى خواه

35

قاعده لا حرج (فارسى)

با اين حال ، در تفاسير قرآن كريم ، در مورد اين قسمت از آيه شريفه احتمالات گوناگونى مطرح شده است كه بايد بررسى شود كدام يك از اين احتمالات به مدّعاى بحث نزديك‌تر است . احتمالات موجود در معناى « مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ » احتمال اوّل : بيان كرده‌اند : « مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ » ، أي : « ليس في دين الإسلام ما لا سبيل إلى الخلاص ؛ و من حرج ، أي : من ضيق لا مخرج له ولا مخلص من عقابه » « 1 » . يعنى : در دين اسلام كارى كه آدمى را در تنگنا و سختى قرار دهد به صورتى كه نتواند چاره‌اى براى رهايى از آن بينديشد ، وجود ندارد . قائلين به اين معنا مىگويند : خداوند براى موردى كه انسان گناه مىكند ، باب توبه را قرار داده است . « مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ » يعنى : در كنار معصيت ، توبه وجود دارد ؛ اين‌گونه نيست كه در دين حرج و بن‌بست باشد ؛ يا مرتكب جنايت ، مىتواند ارش ، يا ديه و يا كفّاره آن را بپردازد ؛ و در اين صورت ، شخص خطاكار از عذاب رهايى پيدا مىكند . اشكال اين احتمال : به نظر مىرسد اين تفسير با لفظ « جعل » موجود در آيهء شريفه سازگارى ندارد ؛ چرا كه در اين صورت ، خداوند مىفرمود : « ولا يكون أو ليس فى الدين حرج » . بين اين معنا كه خداوند در دين حرجى جعل نكرده است و اين معنا كه در دين بن‌بستى نيست ، فرق زيادى وجود دارد . « من حرج » متعلّق به خود « جعل » است ؛ يعنى : آن چه را كه جعل كرده است ، حرجى نيست . اگر كلمهء جعل نبود ، امكان داشت كه اين معنا را قبول كنيم و بگوييم دين خداوند به گونه‌اى نيست كه انسان در تنگنا قرار گيرد ؛ اگر گناه كرد ، توبه كند .

--> ( 1 ) . از قائلين به اين احتمال مىتوان به مرحوم شيخ طوسى و مرحوم طبرسى رحمهما الله اشاره نمود ؛ ر . ك : تفسير التبيان ، ج 7 ، ص 305 ؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن ، ج 8 - 7 ، ص 97 ؛ و نيز أحكام القرآن للجصّاص ، ج 5 ، ص 390 .