الشيخ فاضل اللنكراني
35
بررسى فقهى تلقيح مصنوعى (فارسى)
مناقشه در استدلال به روايت به نظر ما از اين روايت اين معنا استفاده نمىشود و قرينهء بر اين ادّعا سه جهت است : اوّل : اينكه سؤال كننده به طور واضح و صريح نمىگويد كه من حكم ازدواج با اين زن را نمىدانم كه آيا جايز است يا نه ، بلكه ظاهرش اين است كه وى از مواليان بوده و مىدانسته كه ازدواج با اين زن صحيح است ، ولى نسبت به اين موضوع قدرى كراهت و بيم داشته ، از اين روى از امام عليه السلام استئمار كرده است كه با آن زن ازدواج بكند يا خير . يعنى از روى ارادت و محبّتى كه به امام دارد ، مىخواهد يقين كامل به رضايت امام حاصل كند ، لذا ازدواج با آن زن را موكول به امر امام به ازدواج مىكند . نظير اينكه مردم در سؤال از فقهاء ، گاهى حكم شرعى را سؤال مىكنند و گاهى از آنان مشورت مىخواهند . توضيح اينكه ما در ميان قواعد فقهيّه قاعدهاى داريم به نام قاعدهء الزام ؛ بر طبق اين قاعده ، اگر مردى از اهل سنّت زنش را بر طبق مذهب خودشان طلاق داد ، نظر فقه اماميّه آن است كه مىتوان به طلاق آنها ترتيب اثر داده و بعد از اينكه عدّهء زن تمام شد ، جايز است كه با آن زن ازدواج كنند . « 1 » . ظاهر اين روايت نيز آن است كه مرد سؤال كننده مىدانسته كه از نظر فقه شيعه ، ازدواج با اين زن مانعى ندارد ، امّا چون شخص مراقبى بوده ، خواسته از امام نيز دستور بطلبد و امام در جواب او فرموده : چون مسئلهء فرج امرى سخت و مشكل است ، احتياط كن و با او ازدواج نكن .
--> ( 1 ) . رجوع كنيد به صفحهء .