الشيخ فاضل اللنكراني
137
بررسى فقهى تلقيح مصنوعى (فارسى)
در مورد تركيب حاصل از تلقيح كه هنوز در رحم قرار نگرفته ، چه دليلى وجود دارد كه قرار دادن آن را در رحم واجب بدانيم ، كه در صورت عدم آن ، عنوان قتل را پيدا كند . به طور كلّى ميان سقط و قتل جنين و حفظ جنين ملازمهاى وجود ندارد . هر چند هم بپذيريم كه اين ملازمه وجود دارد و حفظ جنين نيز واجب است ، باز هم از موضوع ما خارج است . موضوع ما آنجاست كه نطفه با تخمك تلقيح شده و سلول جنينى را شكل دادهاست و اين سلول در اين مرحله هنوز عنوان نفس محترمه را پيدا نكرهاست ، وقتى نفس محترمه مىشود كه در رحم قرار گيرد و تبديل به جنين شود . نكتهاى علمى : در بحثهاى گذشته ، دلالت روايات « من أقر نطفته في رحم يحرم عليه » را بر حرمت تلقيح مصنوعى تمام ندانستيم و گفتيم از اين روايات نمىتوان ضابطهاى بدست آورد و حرمت تلقيح را اثبات نمود . حال اگر كسى از اين روايات اين ضابطه را استفاده كرد كه استقرار در رحم خصوصيّتى ندارد ، بلكه تلقيح ميان نطفهء مرد و تخمك زن خصوصيّت دارد ، خواه اين تلقيح در داخل رحم باشد خواه بيرون رحم ، و هر دو مشمول مجازات مطرح شده در روايت مىشود ، از سويى اگر تلقيح صورت نگيرد ، ولو آنكه مرد نطفهاش را در رحم زن ريخته باشد ، مشمول اين روايات نمىشود . پس رحم خصوصيّت ندارد ، آن چه كه خصوصيّت دارد تلقيح نطفهء اين مرد با تخمك زن اجنبيّه است ، آنجا كه اين تلقيح مادهاى بشود براى تكوين جنين .