الشيخ فاضل اللنكراني
121
بررسى فقهى تلقيح مصنوعى (فارسى)
بوده يا خير ، امّا بعيد نيست كه اين جاريه متعلّق به شوهر آن زن بوده باشد ، كه در اين صورت ، بين رحم اين زن و جاريه فرقى نمىكند و نطفهء مرد وارد رحم جاريهاى اجنبيّه نشده است . يكى از شكلهاى تلقيح مصنوعى كه بعداً خواهد آمد ، آن است كه نطفهء مرد با تخمك همسر خودش تلقيح پيدا كند ، سپس آن را داخل رحم كنيز آن مرد كنند . پس اين روايت مربوط به شكل دوّم نخواهد بود . البتّه براى آن كه معلوم شود جاريه براى شوهر آن زن بوده ، قرينهء كافى وجود ندارد . نتيجه آن كه : با توجه به وجههايى كه بيان شد ، استدلال به اين روايت استدلالى كامل و صحيح نيست . روايت دوّم اين روايت به عنوان سومين روايت از باب سوم از ابواب حدّ السحق و القيادة آمده است و چنان كه قبلًا نيز گفتيم از نظر مضمون با روايت اوّل اين باب يكسان است . اين توضيح لازم است كه روايت اوّل اين باب را كلينى در كافى با سند زير آورده است : « مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ وَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليهما السلام يَقُولان . . . » « 1 » و روايت سوّم ، منقول از تهذيب است ، با سند زير :
--> ( 1 ) . الكافي 7 : 202 ، باب آخر منه .