الشيخ فاضل اللنكراني

110

بررسى فقهى تلقيح مصنوعى (فارسى)

دسته سوم از ادلّه : روايات باب علل احكام از جمله ادلّه‌اى كه در مقام استدلال بر حرمت شكل دوّم تلقيح مصنوعى ، بدان استناد شده ، رواياتى است كه علّت حرمت زنا را بيان داشته‌اند . از آن جمله ، روايتى است كه شيخ صدوق در فقيه به شكل مرسل نقل كرده است ، كه در آن ، امام رضا عليه السلام به سؤال‌هاى مختلفى كه محمّد بن سنان از آن حضرت پرسيده است ، پاسخ مىگويد . قسمتى از اين روايت كه به بحث ما مربوط مىشود ، چنين است : وَ حَرَّمَ اللَّهُ تَعَالَى الزِّنَا لِمَا فِيهِ مِنَ الْفَسَادِ مِنْ قَتْلِ الْأَنْفُسِ وَذَهَابِ الْأَنْسَابِ وَ تَرْكِ التَّرْبِيَةِ لِلْأَطْفَالِ وَ فَسَادِ الْمَوَارِيثِ وَمَا أَشْبَهَ ذَلِكَ مِنْ وُجُوهِ الْفَسَادِ . « 1 » خداوند زنا را حرام كرد چون در آن فساد وجود دارد ، از قبيل كشته شدن نفوس ، و از ميان رفتن نسب‌ها ، و ترك تربيت اولاد و فاسد شدن مواريث و مانند اينها از صورت‌هاى فسادى كه از زنا ناشى مىشود . شايد مراد از « قتل نفس » آن باشد كه زنا موجب مىشود نطفهء مرد جهت توليد نسل به كار نرفته و هدر رود ، يا مراد آن باشد كه چه بسا در اثر زنا حملى پديد آيد ، ولى آنها اقدام به سقط جنين و قتل نفس كنند . مراد از « ذهاب انساب » نيز آن است كه در اثر زنا و پاى بند نبودن

--> ( 1 ) . الفقيه 3 : 565 ، باب معرفة الكبائر ، حديث 4934 ، علل الشرائع 2 : 479 ، باب 229 ، حديث 1 ، وسائل الشيعة 20 : 311 ، أبواب النكاح المحرّم ، باب 1 ، حديث 15 .