الشيخ فاضل اللنكراني

99

اخلاق فاضل (فارسى)

--> مسامحه نكردن در حفظ و نگهدارى آنچه كه شرعاً و عقلًا حفظ آن واجب است . اين حديث بر اين مطلب دلالت دارد كه شرط كمال عبادت و قبولى آن حلم است ؛ زيرا شخص سفيه و نادان دست به كارهاى زشت و ناروا مىزند ، از قبيل : دشنام دادن ، ناسزا گفتن ، كتك زدن ، اذيت و آزار ديگران ، مجروح كردن و حتى كشتن افراد ، كه تمام اين اعمال موجب فساد عبادت است ؛ چراكه خداوند فقط عبادت اهل تقوا را قبول مىفرمايد . و گفته شده كه مقصود از حليم و بردبار در اينجا عاقل است و قبلًا هم گفته شد كه عبادت غير عاقل كامل نيست و چون سكوت در امور بىفايده از لوازم حلم و بردبارى است لذا پس از حلم . سكوت را ذكر فرموده است . از اين رو ، پيامبر اسلام ( ص ) فرمود : هر وقت يكى از شما خشمناك شد بايد سكوت كند و روزهء صمت و سكوت ( يعنى روزهء همراه با سكوت و حرف نزدن ) ميان بنى اسرائيل مشروع و متداول بوده است و اين عمل گرچه در اسلام منسوخ شده ، ولى اصل سكوت و خاموشى و ارزش آن مطلوب و محبوب است . و حضرت رضا ( ع ) براى شاهد بر خوبى صمت و سكوت ، مشروعيت آن را در بنى اسرائيل يادآور مىشود كه آنان وقتى عبادت‌كننده را در رديف عابدان معروف مىشمردند كه مدت بيست سال بر روزهء سكوت يا بر اصل سكوت مواظبت كند . - عَنِ الصَّادِقِ ( ع ) عَنْ أَبِيهِ ( ع ) : أَنَّ النَّبِى ( ص ) قَالَ : نِعْمَ وَزِيرُ الْإِيمَانِ الْعِلْمُ وَ نِعْمَ وَزِيرُ الْعِلْمِ الْحِلْمُ وَ نِعْمَ وَزِيرُ الْحِلْمِ الرِّفْقُ وَ نِعْمَ وَزِيرُ الرِّفْقِ اللِّينُ . ( بحار الأنوار ، ج 2 ، باب 11 ، ص 45 ) علم پشتيبان خوبى براى ايمان است وحلم وخويشتن‌دارى پشتيبان خوبى براى علم است و سازگارى و ملايمت پشتيبان خوبى براى حلم بوده و بردبارى ، نرمش و مدارا پشتيبان خوبى براى حلم خواهد بود . - قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ ( ع ) : أَفْضَلُ رِدَاءٍتَرَدَّى بِهِ الْحِلْمُ وَإِنْ لَمْ تَكُنْ حَلِيماًفَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ أَوْشَكَ أَنْ يَكُونَ مِنْهُم . ( بحارالأنوار ، ج 75 ، باب 16 ، ص 36 ) بهترين جامه‌اى كه مىپوشى حلم است و اگر بردبار نيستى خود را بردبار نشان بده ؛ زيرا كسى كه شبيه گروهى شد اميد است در زمرهء ايشان محسوب شود . - كَتَبَ أَبُوجَعْفَرٍ الباقر ( ع ) إِلَى سَعْدٍ الْخَيْرِ : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَمَّا بَعْد . . . الْحِلْمُ لِبَاسُ الْعَالِمِ فَلَا تَعْرَيَنَّ مِنْهُ . حلم لباس عالم است مبادا خود را از اين لباس برهنه‌سازى . ( بحار الأنوار ، ج 75 ، باب 27 ، ص 358 ) - قَالَ الرِّضَا ( ع ) : مِنْ عَلَامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمُ ؛ حلم از نشانه‌هاى فقه است . ( إرشاد القلوب ، ج 1 ، باب 27 ، ص 102 ) قَالَ ( ع ) : الْحِلْمُ غِطَاءٌ سَاتِرٌ ؛ حلم و بردبارى پوششى است كه بديها را پنهان مىكند . ( بحارالأنوار ، ج 1 ، باب 1 ، ص 81 ) - قَالَ الصَّادِقُ ( ع ) : الْحِلْمُ سِرَاجُ اللَّهِ يَسْتَضِىءُ بِهِ صَاحِبُهُ إِلَى جِوَارِهِ وَ لَا يَكُونُ حَلِيماً إِلَّا الْمُؤَيَّدُ بِأَنْوَارِ اللَّهِ وَ بِأَنْوَارِ الْمَعْرِفَهءِ وَ التَّوْحِيدِ وَ الْحِلْمُ يَدُورُ عَلَى خَمْسَهءِ أَوْجُهٍ أَنْ يَكُونَ عَزِيزاً فَيُذَلَّ أَوْ يَكُونَ صَادِقاً فَيُتَّهَمَ أَوْ يَدْعُوَ إِلَى الْحَقِّ فَيُسْتَخَفَّ بِهِ أَوْ أَنْ يُؤْذَى بِلَا جُرْمٍ أَوْ أَنْ يُطَالَبَ بِالْحَقِّ وَ يُخَالِفُوهُ فِيهِ فَإِنْ آتَيْتَ كُلًّا مِنْهَا حَقَّهُ فَقَدْ أَصَبْتَ وَ قَابِلِ السَّفِيهَ بِالْإِعْرَاضِ عَنْهُ وَ تَرْكِ الْجَوَابِ يَكُنِ النَّاسُ أَنْصَارَكَ لِأَنَّ مَنْ جَاوَبَ السَّفِيه وَ كَافَأَهُ قَدْ وَضَعَ الْحَطَبَ عَلَى النَّارِ . ( بحار الأنوار ، ج 68 ، باب 93 ، ص 397 ) حلم چراغى است كه راه آدميان را روشن مىكند و آنان را به سوى خداوند هدايت مىكند ، افراد حليم مورد تأييد خداوند هستند و از انوار توحيد راهنمايى مىگيرند . پنج جا ، محل به كارگيرى حلم است : 1 - كسى كه عزيز بوده و دچار ذلّت شود . 2 - راست گويى كه متهم شود . 3 - كسى كه مردم را به حقى دعوت كند و مردم او را سبك بشمارند 4 - كسى كه بدون گناه مورد آزار و اذيت قرار گيرد . 5 - كسى كه حق خود را طلب كند ولى با او مخالفت كنند . اگر در تمام اينها صبر كردى و حلم خود را از دست ندادى حق حلم را به جاى آورده‌اى ، هنگام روبه رو شدن با سفيه از وى كناره‌گيرى كن و با او سخن مگو تا مردم از تو حمايت كنند ؛ زيرا هر كس با سفيه گفتگوكند ؛ مانندآن است كه هيزم را كنار آتش بگذارد . - قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ( ص ) : مَثَلُ الْمُؤْمِنِ مَثَلُ الْأَرْضِ مَنَافِعُهُمْ مِنْهَا وَ أَذَاهُمْ عَلَيْهَا وَ مَنْ لَا يَصْبِرُ عَلَى جَفَاءِ الْخَلْقِ لَا يَصِلُ إِلَى رِضَا اللَّهِ تَعَالَى لِأَنَّ رِضَا اللَّهِ مَشُوبٌ بِجَفَاءِ الْخَلْقِ . ( بحار الأنوار ، ج 68 ، باب 93 ، ص 397 ) مَثَل مؤمن مَثَل زمين است ، مردم از آن سود مىبرند ؛ ولى روى آن پا مىگذارند ، هر كس در مقابل تجاوز مردم شكيبايى نورزد به خشنودى خداوند نخواهد رسيد ؛ زيرا رضايت خداوند با جفاى مردم آميخته است .