الشيخ فاضل اللنكراني

78

اخلاق فاضل (فارسى)

رواياتى هم كه ذيل اين آيه وارد شده مؤيد اين است كه آن علمى كه با خشيت - كه يك مقام بسيار بلندى است - تناسبت دارد علوم اسلامى و علوم حوزوى است . « 1 » يكى از رواياتى كه در ذيل اين آيهء شريفه وارد شده و احتياج به دقت و تأمل دارد اين روايت است كه به طور خلاصه آن را عرض مىكنم : قَالَ الصَّادِقُ ( ع ) : « الْخَشْيَهءُ مِيرَاثُ الْعِلْمِ وَ الْعِلْمُ شُعَاعُ الْمَعْرِفَهءِ وَقَلْبُ الْإِيمَانِ وَمَنْ حُرِمَ الْخَشْيَهءَ لَا يَكُونُ عَالِماً وَإِن شَقَّ الشَّعْرَ فِى مُتَشَابِهَاتِ الْعِلْمِ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ : ( إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ ) . « 2 » حضرت مىفرمايند : ميراث ، محصول و ما ترك علم ، عبارت است از خشيت و بيم از خداوند ؛ و علم ، عبارت است از پرتويى از معرفت خداوند تبارك و تعالى و علم قلب ، مركز و محور ايمان است و اگر كسى خداى ناكرده از خشيت خداوند متعال محروم شد ، چنين كسى از ديدگاه اسلام - هرچند در حلّ مسائل و مشكلات علمى موشكافى زيادى داشته باشد « 3 » - عالم نيست . چرا ؟ ! چون « قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ : ( إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ ) . يعنى اگر ، خداى ناكرده ، خشيت نباشد ، اين علم و عالم ، آنچه مورد توجه قرآن است نخواهد بود ، حتى اگر اهل دقّت باشد و مشكلات علوم را كاملًا تحليل و رفع اشكال كند .

--> ( 1 ) . ر . ك : تفسير قمى ، البرهان ، كنزالدقائق ، شواهد التنزيل و نور الثقلين . ( 2 ) . خوف و ترس ( از عذاب و كيفر خداى تعالى ) ارث علم و دانش است ( عالم و دانشمند حقيقى از عذاب خداى عزّ و جلّ بيمناك است ؛ از اين رو سخنى بر خلاف حقّ و راستى نگفته و نمىنويسد ) و علم و دانش روشنايى معرفت و شناسايى ( خداى تعالى ) و دل ايمان و گرويدن است ( به وسيلهء علم ، خداى تعالى را مىتوان شناخت و به او ايمان آورد و از عذاب و كيفرش ترسيد ) و كسى كه از خوف و ترس محروم و بىبهره شد ( از عذاب خدا خوف ندارد ) عالم و دانشمند [ حقيقى ] نيست و اگر چه در متشابهات و سخنان مانند هم كه معانى آنها بر همه معلوم نيست موشكاف ( و در همه چيز علم و دانش و باريك‌بينى داشته ) باشد [ زيرا ] خداى توانا و بزرگ فرموده : ( إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ ) ؛ جز اين نيست كه از بندگان [ گوناگون ] خداوند تنها علما و دانايان مىترسند ( زيرا ايشان خداى تعالى را به عظمت و بزرگى مىشناسند ، و هر كس معرفت و شناسايىاش دربارهء خداى عزّ وجلّ بيشتر است خوف و ترسش افزون‌تر خواهد بود . ( بحارالأنوار ، ج 2 ، باب 11 ، ص : 45 ) ( 3 ) . « شَقَّ الشَّعْرَ » ؛ تعبير به موشكافى ، تعبيرى است كه دراين روايت هم وجود دارد .