الشيخ فاضل اللنكراني

54

اخلاق فاضل (فارسى)

لفظى و حتّى ياد قلبى خداوند تبارك و تعالى نيست ! شايد معنايش اين باشد كه اگر انسان بخواهد در هر بُعدى ، در هر جهتى و در هر مرحله‌اى ، آرامش داشته باشد بايد به خدا مُعتصَم شود و او را پشتوانهء خود قرار دهد ، همان خداوندى كه خودش در قرآن مىفرمايد : « عَسى أنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ » « 1 » دلالت التزامى اين آيهء شريفه اين است كه انسان آنقدر عاجز و دور از واقعيات است كه مصالح و مفاسد شخصى خودش را هم نمىفهمد ! يعنى اى انسان ! تو در رابطهء با امور خودت هم نمىفهمى خير و صلاحت چيست ؟ در اين مورد هم بايد خداوند پشتوانهء تو باشد . به اين اندازه دستت از واقعيات كوتاه است ، همان گونه كه خود انسان هم اين معنا را تجربه كرده است . گاهى انسان به يك كارى علاقه پيدا مىكند و آن را دنبال مىكند ، مقدّماتش را فراهم مىكند و چه بسا آن كار را شروع هم مىكند ، ولى بعد از مدتى مىفهمد عجب اشتباهى كرده و از قدم اوّلى كه در رابطهء با اين كار برداشته جز اين كه به دست خود به ضرر شخصى خود اقدام كرده ، هيچ نتيجهء ديگرى نداشته است ! بنابراين ، آيا انسان با چنين خصوصياتى كه اين قدر احاطهء علمىاش ضعيف است كه حتى در رابطه با محدودهء شخصِ خودش هم نمىتواند خير و صلاح و شرّ و فسادش را تشخيص دهد ! به ارتباط با دستگاهى كه داراى احاطهء علميهء مطلقه و قدرت كاملهء مطلقه است نياز ندارد ؟ ! پس يكى از آن چيزهايى كه انسان بايد مورد توجه قرار بدهد اعتصام به خداوند تبارك و تعالى است ؛ چراكه به خاطر نقص‌ها و نقاط ضعفى كه در او وجود دارد ، به تنهايى حالت اعتصام ندارد و آسيب پذير است و اگر بخواهد اعتصام پيدا كند و تحت تأثير قرار نگيرد ناچار است كه به ذات أقدس الهى معتصم بشود . 2 - رضايت به قضاى الهى دومين سفارش حضرت « رَضِىَ بِقَضَاءِ اللَّهِ » يعنى رضايت به قضاى الهى است ؛ يعنى درباره مقدّرات خداوند به آنچه هست راضى باشد . رضايت به آنچه خداوند متعال

--> ( 1 ) . چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد ، حال آن كه خيرِ شما در آن است يا چيزى را دوست داشته باشيد ، حال آن كه شرِّ شما در آن است . ( بقره ، آيه 216 )