الشيخ فاضل اللنكراني
321
اخلاق فاضل (فارسى)
درس پنجاه و سوم « 1 » مبارزهء فرهنگى و استفاده از فرصتها بيش از نود درصد از مخالفتها و هجمههايى كه به اسلام مىشود ، از راه فرهنگ است . دنيا به اين نتيجه رسيده است كه غير از راه فرهنگى نمىتوان با اسلام مبارزه كرد ، به همين دليل مبارزه را به وسيلهء سلمان رشدى شروع كرد كه خوشبختانه امام بزرگوار با آن آينده نگرى و تيزبينى كه در اين گونه امور داشتند تا حد مقبولى اين حركت دشمن را در نطفه خفه كردند و بحمدالله تعالى ، مسئولان بعدى هم همان راه را ادامه مىدهند ؛ « 2 » اما دشمنان اسلام دست بردار نبوده و با انواع نقشهها ، دسيسهها
--> ( 1 ) . اين درس در جلسهء پنجم بحث قطع خارج اصول معظم له ايراد گرديده است . ( 2 ) . ما روز به روز بيشتر احساس مىكنيم كه ارزش وجودى امام براى اسلام بسيار با اهميت است ، خصوصاً با اين توطئههايى كه در جهان استكبار نسبت به اسلام صورت مىگيرد كه يكى از آنها كتاب آيات شيطانى سلمان رشدى بود و اگر مقابلهء امام بزرگوار نبود ، چه بسا آنان مطالبى بسيار ننگين و زشت را در مورد اسلام و رسول اكرم ( ص ) در سطح جهان تبليغ مىكردند . مشخّص است كه آنان تصميم گرفتهاند اسلام را علاوه برتوطئههاى ديگر ، از نظر فرهنگى مورد هجوم قرار دهند . از اين توطئهها خصوصاً مبارزهاى كه در جهان عليه اسلام در لبنان و افغانستان و ساير جاها مطرح است مشخص مىشود كه آنها خود را براى آينده آماده كردهاند . مطمئناً وجود امام بزرگوار است كه مىتواند ما را در اين شرايط حساس از اين توطئه ها نجات دهد . اخيراً قضايايى اتفاق افتاده كه مناسب است يكى - دو جمله در اين رابطه عرض كنم ؛ البته من به تمام ابعاد و مراحل سير آن وقوف كامل ندارم و اطلاعاتم در آن مورد كامل نيست ، شايد مطالبى كه عرض مىكنم مقدارى بيشتر از آن چيزى باشد كه شما از رسانههاى گروهى و مطالب خارجى شنيديد . مسألهاى را كه در اين رابطه بايد تذكر بدهم اين است : اولًا نفس اين قضيه حتى براى شخص امام بزرگوار مدظله العالى هم يك پيشامد غير مترقبه و بسيار ثقيل و سنگين بود و ما در خواب هم نمىديديم كه چنين مسألهاى تحقق پيدا كند . شايد در طول انقلاب و پس از پيروزى آن ، تا به حال چنين مسئله مهمى پيش نيامده باشد ، امّا در اين جريان براى همهء ما واضح و روشن است كه رهبرى امام ، تمام ابرقدرتها را به زانو در آورد و مشخص شد كه تأكيد و تكيهء ما بر مسئلهء ولايت فقيه و خصوصاً رهبرى امام كارى بجا و صحيح است . آن واكنشى كه جامعهء اقتصادى اروپا در ابتداى ماجراى سلمان رشدى نشان داد ، شايد حتى مسئولان ردهء اول كشورمان را هم به تزلزل انداخت ؛ به طورى كه درآغاز كار فكر نمىكرديم در اين مورد اين مقدار موفقيت كسب كنيم ؛ اما تنها كسى كه سرسوزنى تزلزل در او راه نيافت و با بينش كامل و اعتقاد به اجراى حكم خدا در اين ميدان وارد شد ، شخص امام بزرگوار بود . نظريهء ايشان زمينه را به گونهاى مساعد كرد كه كشورهاى اسلامى - البته شايد بر خلاف ميل و رضايت باطنيشان - مجبور شدند نظريهء امام را تأييد كنند . شما نبايد اين مسائل را سطحى ببينيد ، بايد به اين نكته توجه داشته باشيد كه بعد از ده - دوازده قرن ، اولين بار است كه چنين اتفاقاتى در دنيا مىافتد . مسأله خيلى روشن است . در طول تاريخ و حتى هم اكنون نيز اصلًا شيعه را به حساب نمىآورند . كسانى كه در ايام حج به مكه و مدينه مشرف مىشوند و مطالبى را كه از سوى آنان منتشر مىشود ملاحظه مىكنند متوجه مىشوند كه آنان مىخواهند شيعه را از جرگهء اسلام خارج كنند ؛ مانند آن كتابى كه آن مردك نوشت « جاء دور المجوسى » يعنى شيعه مجوسى است و مقصود اين كتاب از اول تا آخرش اين است كه شيعه مسلمان نيست . آن وقت در دنيايى كه شيعه را اين گونه مورد طعن و انتقاد و تهمت قرار مىدهند ، يك رهبر شيعه توانسته است چنين موقعيت بزرگى را براى شيعه به وجود بياورد كه ابر قدرتها در برابرش زانو بزنند و انگلستانى كه قرنها بركشورهاى اسلامى حاكم بوده اعتراف كند كه در اين بازى سلمان رشدى شكست خورده و به جايى نرسيده است . بحمدالله ما داراى چنين شخصيتى هستيم و واقعاً هم بايد براى اين نعمت الهى كه خداوند به ما عنايت كرده است ، سپاسگزار باشيم و براى ايشان بهترين دعاها را به درگاه خداوند داشته باشيم . وقتى دخالت مستقيم رهبرى در اين جريان و موفقيت او با اين كيفيت پيش ما مطرح است ، ديگر لازم نيست من وشما حتى پيش خودمان فكر كنيم كه فلسفهء ولايت فقيه چيست ؟ سير آن چگونه بوده و در اين رابطه چه جريانها و حرفهايى مطرح بوده است ؟ اصلًا مبناى شيعه در برابر ائمهء اطهار : و در برابر نوّاب ائمه و امام بزرگوار به عنوان نائب الامام ، همين است . ( اين حاشيه ازمتن آيت الله العظمى فاضل لنكرانى استفاده شده است . سيرى كامل در اصول فقه ، ج 2 ، درس 136 و 149 )