الشيخ فاضل اللنكراني
245
اخلاق فاضل (فارسى)
الْأَبْتَرُ ) مرتبط است و در رابطه با بقاى نسل و ذريّهء طاهرهء رسول خدا ( ص ) است . همچنانكه كه ( فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَر ) نيز بر همين معنا دلالت مىكند ، زيرا در مقابل هديهء خداوند متعال كه اعطاى كوثر است دو تكليف متوجّه شخص رسول اكرم ( ص ) مىشود ؛ اوّلًا : بايد به خاطر اين عطيّه الهى ، نيايش و سپاس گزارى داشته باشد و ثانياً : عبادت عملى به تنهايى كفايت نمىكند ؛ بلكه بايدگذشت مالى هم داشته باشد . معمولًا در عبادات يكى از اين دو جهت وجود دارد : بعضى از عبادات ، منحصر به جنبهء مالى است ؛ مثل : زكات و خمس و مانند اينها ، و برخى از عبادات ، مركب از دو جهت است ؛ يعنى هم به عمل و هم به بذل مال نياز دارد ؛ مانند : حجّ و . . . . خصوصيّت اين آيه اقتضا مىكند با توجه به اينكه ( إِنَّ شانِئَكَ ) مختص به رسول اكرم ( ص ) بوده و ايشان مورد شِيْن واقع مىشده ، « فَصَلِّ لِرَبِّكَ » هم چيزى در رابطه با شخص رسول خدا ( ص ) در برابر آن هديهء الهى باشد كه بايد هم ستايش و نيايش و هم بذل مال انجام پذيرد . يكى از احتمالات ضعيفى كه دربارهء « وَ انْحَر » داده شده اين است كه در نماز دستش را تا محاذى نحر و بالاى سينه و پايين گردنش بالا ببردكه اين صرفِ احتمال است . ظاهر اين آيه روشن است و اينها قرينه مىشود بر اينكه مسألهء كوثر دربارهء شخص رسول اكرم ( ص ) است . نكتهء قابل توجهى كه در اين آيه وجود دارد ، تعبير از صديقهء كبرى فاطمهء زهرا ( س ) به كوثر است . « 1 »
--> ( 1 ) . « كوثر » يك معناى جامع و وسيع دارد و آن « خير كثير و فراوان » است و مصاديق آن زياد است ؛ ولى بسيارى از بزرگان علماى شيعه روشنترين مصداق آن را وجود مبارك « فاطمهء زهرا ( س ) » دانستهاند ؛ چرا كه با توجه به شأن نزول آيه كه در متن بيان شد ، استنباط مىشود كه اين « خير كثير » همان فاطمهء زهرا ( س ) است ؛ زيرا نسل و ذريهء پيامبر ( ص ) به وسيلهء همين دختر گرامى در جهان انتشار يافت ، نسلى كه نه تنها فرزندان جسمانى پيامبر بودند ، بلكه آيين او و تمام ارزشهاى اسلام را حفظ كردند و به آيندگان ابلاغ كردند ، نه تنها امامان معصوم : كه جايگاهى ويژه دارند ، بلكه هزاران هزار از فرزندان فاطمه عليها سلام در سراسر جهان پخش شدند كه در ميان آنان علماى بزرگ و نويسندگان و فقها و محدثان و مفسران و الا مقام و فرماندهان عظيمى بودند كه با ايثار و فداكارى در حفظ آيين اسلام كوشيدهاند . در اينجا به بحث جالبى از فخر رازى برخورد مىكنيم كه در ضمن تفسيرهاى مختلف « كوثر » مىگويد : قول سوم اين است كه اين سوره به عنوان رد بر كسانى نازل شده كه عدم وجود اولاد را بر پيامبر اكرم ( ص ) خرده مىگرفتند ؛ از اينرو معناى سوره اين است كه خداوند به او نسلى مىدهد كه در طول زمان باقى مىماند ، ببينيد چه اندازه از اهل بيت را شهيد كردند ! در عين حال جهان مملو از آنها است ، اين در حالى است كه از بنى اميه كه دشمنان اسلام بودند شخص قابل ذكرى در دنيا باقى نماند .