الشيخ فاضل اللنكراني
209
اخلاق فاضل (فارسى)
--> - ابوالعلاى معرى - متهم به مبارزه با قرآن - مىگويد : « اين سخن ميان همهء مردم - اعم از مسلمان غير مسلمان - مورد اتفاق است كه كتابى كه محمد ( ص ) آورده است ، عقلها را در برابر خود مغلوب ساخته و تا كنون كسى نتوانسته است مانند آن را بياورد ، سبك اين كتاب با هيچ يك از سبكهاى معمول ميان عرب ، اعم از خطابه ، رجز ، شعر و سجع كاهنان شباهت ندارد . امتياز و جاذبهء اين كتاب به قدرى است كه اگر يك آيه از آن ، ميان كلمات ديگران قرار گيرد همچون ستارهاى فروزان در شب تاريك مىدرخشد ! » - وليد بن مغيرهء مخزوم مردى كه به حسن تدبير ميان عرب شهرت داشت و براى حل مشكلات اجتماعى از فكر و تدبير او در زمان جاهليت استفاده مىكردند و به همين جهت او را « ريحانه قريش » ( گل سر سبد آنان ! ) مىناميدند . پس از اينكه چند آيه از اول سورهء « غافر » را از پيامبر اكرم ( ص ) شنيد در محفلى از طايفهء بنىمخزوم حاضر شد و چنين گفت : به خدا سوگند ! از محمد سخنى شنيدم كه نه شباهت به گفتار انسانها دارد و نه پريان : « إن له لحلاوهء وإن عليه لطلاوهء وإن اعلاه لمثمر وإن اسفله لمغدق وإنه يعلو و لا يعلى عليه » ؛ گفتار او شيرينى خاص و زيبايى مخصوصى دارد ، بالاى آن ( همچون شاخههاى درختان برومند ) پر ثمر ، و پايين آن ( مانند ريشههاى درختان كهن ) پرمايه است ، گفتارى است كه بر همه چيز پيروز مىشود و چيزى بر آن پيروز نخواهد شد . - كارلايل ، مورخ و دانشمند معروف انگليسى دربارهء قرآن مىگويد : « اگر يك بار به اين كتاب مقدس نظر افكنيم حقايق برجسته و خصائص اسرار وجود بهگونهاى در مضامين جوهرهء آن پرورش يافته است كه عظمت و حقيقت قرآن به خوبى از آنها نمايان است و اين خود مزيّت بزرگى است كه تنها به قرآن اختصاص يافته و در هيچ كتاب علمى و سياسى و اقتصادى ديگر ديده نمىشود . آرى ! خواندن برخى از كتابها تأثير عميقى در ذهن انسان مىگذارد ؛ ولى هرگز با تأثير قرآن قابل مقايسه نيست ، از اين جهت بايد گفت : مزاياى اوليهء قرآن و اركان اساسى آن مربوط به حقيقت و احساسات پاك و عناوين برجستهء مسايل و مضامين مهم آن است كه هيچگونه شك و ترديد در آن راه نيافته و پايان تمام فضايل را كه موجد تكامل و سعادت بشرى است در بر داشته و آنها را به خوبى نشان مىدهد . - جان ديون پورت مؤلف كتاب عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن مىنويسد : « قرآن به اندازهاى از نقائص مبرا و منزه است كه نيازمند كوچكترين تصحيح و اصلاحى نيست و ممكن است از اول تا آخر آن خوانده شود بدون آنكه انسان كمترين ملالتى از آن احساس كند . و باز مىنويسد : همه اين را قبول دارند كه قرآن با بليغترين و فصيحترين لسان و به لهجهء قبيلهء قريش كه نجيبترين و مؤدبترين عربها هستند نازل شده . . . و مملو از درخشندهترين اشكال و محكمترين تشبيهات است . . . » . - گوته ، شاعر و دانشمند آلمانى مىگويد : قرآن اثرى است كه [ احياناً ] به دليل سنگينى عبارت آن ، خواننده در ابتدا رميده و سپس شيفتهء جاذبهء آن مىگردد و بالاخره بى اختيار مجذوب زيباييهاى متعدد آن مىشود . و در جاى ديگر مىنويسد : ساليانى دراز كشيشان از خدا بىخبر ، ما را از پى بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمتِ آورندهء آن محمد ( ص ) دور نگاه داشته بودند ؛ اما هر قدر كه ما قدم در جادهء علم و دانش گذاردهايم پردههاى جهل و تعصب نابجا از بين مىرود و به زودى اين كتاب توصيف ناپذير ، جهان را به خود جلب كرده و تأثير عميقى در علم و دانش جهان گذاشته است . و سرانجام محور افكار مردم جهان مىگردد ! هم او مىگويد : « ما در ابتدا از قرآن روىگردان بوديم ؛ اما طولى نكشيد كه اين كتاب توجه ما را به خود جلب كرد و ما را دچار حيرت ساخت تا آن جا كه در برابر اصول و قوانين علمى و بزرگ آن سر تسليم فرود آوريم » . - ويل دورانت مورخ معروف مىگويد : قرآن در مسلمانان آن چنان عزت نفس وعدالت وتقوايى به وجودآورده كه در هيچ يك از مناطق جهان . . . شبيه و نظير نداشته است . - ژوللابوم انديشمند و نويسندهء فرانسوى در كتاب تفصيل الآيات مىگويد : دانش و علم براى جهانيان از سوى مسلمانان به دست آمد و مسلمانان علوم را از قرآنى كه درياى دانش است گرفتند و نهرها از آن براى بشريت در جهان جارى ساختند . . . . - دينورت مستشرق ديگرى مىنويسد : واجب است اعتراف كنيم كه علوم طبيعى و فلكى و فلسفه و رياضيات كه در اروپا رواج گرفت عموماً از بركت تعليمات قرآنى است و ما مديون مسلمانان هستيم ؛ بلكه اروپا از اين جهت شهرى از اسلام است . - بانو دكتر لوراواكسيا واگليرى استاد دانشگاه ناپل در كتاب پيشرفت سريع اسلام مىنويسد : كتاب آسمانى اسلام نمونهاى از اعجاز است . . . . قرآن كتابى است كه نمىتوان از آن تقليد كرد ، نمونهء سبك و اسلوب قرآن در ادبيات سابقه ندارد ، تأثيرى كه اين سبك در روح انسان ايجاد مىكند ناشى از امتيازات و برتريهاى آن است . . . چطور ممكن است اين كتاب اعجاز آميز ساختهء محمد ( ص ) باشد ؛ در صورتى كه او يك نفر عرب درس نخواندهاى بود ؟ . . . ما در اين كتاب گنجينههايى از علوم مىبينيم كه فوق استعداد و ظرفيت باهوشترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قوىترين رجال سياست و قانون است . به همين دليل است كه قرآن نمىتواند كار يك فرد تحصيل كرده و دانشمند باشد . ( تفسير نمونه ، ج 1 ، ص 125 )