الشيخ فاضل اللنكراني
206
اخلاق فاضل (فارسى)
درس سى ام « 1 » قرآن معجزهء جاودانى قال الله الحكيم فى كتابه الكريم : ( قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً ) . « 2 » اين آيه و امثال آن « 3 » هنوز هم پشتوانهء قرآن است ؛ يعنى دعوتى كه از جنّ و انس
--> ( 1 ) . اين درس در جلسهء ششصد و هفتاد و پنجم خارج اصول معظم له ايراد گرديده است . ( 2 ) . [ اى پيامبر ! ] بگو : اگر همهء جن و انس گرد آيند كه همانند اين قرآن را بياورند ، همانند آن را نخواهند آورد ؛ هر چند يكديگر را كمك كنند . ( اسراء : آيه 88 ) ( 3 ) . سؤال : آيا قرآن به مقابله دعوت كرده است ؟ پاسخ : قرآن در چند سوره به مقابله به مثل فراخوانده است از جمله : ( وَ إِنْ كُنْتُمْ فى رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَهءٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ ) . ( البقره : آيه 23 ) و اگر دربارهء آنچه بر بندهء خود ( پيامبر ) نازل كردهايم شك و ترديد داريد ، [ دست كم ] يك سوره همانند آن بياوريد و گواهانتان - از غير خدا - را [ براى اين كار ] فرا خوانيد ؛ اگر راست مىگوييد . ( قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين ) . ( هود ، آيه 13 ) بگو : « اگر راست مىگوييد ، شما هم ده سوره ساختگى همانند اين قرآن بياوريد ؛ و تمام كسانى را كه مىتوانيد - از غير خدا - [ براى اين كار ] دعوت كنيد ! » ( أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَهءٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) . ( يونس : آيه 38 ) مىگويند بر خداوند افترا بسته ، بگو سورهاى همانند آن بياوريد و هر كس - از غير از خدا را مىتوانيد [ به يارى ] بخوانيد ، اگر راست مىگوييد . همانطور كه ملاحظه مىشود قرآن با صراحت و قاطعيت بىنظيرى دعوت به مبارزه كرده است ، صراحت و قاطعيتى كه نشانهء زندهء حقانيت قرآن است . قرآن با بيان بسيار قاطع و صريح تمام جهانيان را كه در پيوند قرآن با مبدأ جهان آفرينش ترديد داشتند نه تنها به مقابله به مثل فراخوانده است ، بلكه آنها را به مبارزه تشويق و تحريك نيز كرده است و كلماتى در اين آيات به كار برده كه به اصطلاح به غيرت آنها برخورد كند . اين كلمات عبارتاند از : ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) ؛ اگر راست مىگوييد . ( فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ ) ؛ ده سورهء ساختگى مثل آن بياوريد . ( قُلْ فَأْتُوا بِسُورَهءٍ من مِثْلِهِ . . . إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) ؛ اگر راست مىگوييد يك سوره مانند آن بياوريد . ( وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ ) ؛ از غير خداوند هر كس را مىتوانيد فرا بخوانيد . ( قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ ) ؛ اگر همهء جهانيان دست به دست هم بدهند . . . . ( لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ ) ؛ نمىتوانند مانند آن را بياورند . . . . ( فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهءُ ) ؛ از آتشى بترسيد كه هيزم آن بدنهاى مردم [ گنهكار ] و سنگها است . ( فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا ) ؛ اگر مثل آن را نياورديد ، و حال آنكه هرگز نخواهيد توانست . . . . با اين تحريكها و تشويقها و با اينكه مىدانيم اين مبارزه تنها يك مبارزه ادبى يا مذهبى نبود بلكه يك مبارزهء سياسى ، اقتصادى و اجتماعى بود ، مبارزهاى بود كه همه چيز حتى موجوديت آنان در گرو آن بود و به عبارت ديگر : يك مبارزهء حياتى محسوب مىشد كه مسير و سرنوشت زندگى و مرگ آنان را روشن مىساخت اگر پيروز مىشدند همه چيز داشتند و اگر مغلوب مىشدند ، بايد از همه چيز خود دست بشويند . با اين حال مىبينيم كه آنان در مقابل قرآن زانو زدهاند و نتوانستند همانند آن را بياورند و اين معجزه بودن قرآن را مىرساند . قابل توجه اينكه اين آيات منحصر به زمان و مكان خاصى نيست و تمام جهانيان و مراكز علمى دنيا را به اين مبارزه فرا مىخواند و هيچگونه استثنايى در آن وجود ندارد و هم اكنون نيز به تحدى خود ادامه مىدهد .