الشيخ فاضل اللنكراني
202
اخلاق فاضل (فارسى)
افراد خودشان را به صورتى نشان مىدهند و بهگونهاى صحنه سازى مىكنند كه وقتى حرف مىزنند ، شما باور مىكنيد و نمىتوانيد در آن خدشه وارد كنيد . مهمتر اينكه آنان به علّتِ نفاقشان با زعماى ضلال و پيشوايان دوزخيان ، تبانى و زد و بند كردند ، و قدرت را به دست گرفته و برگُردهء مردم سوار شدند ؛ لذا هم قدرت پيدا كردند و هم به خاطر اينكه در هيأت صحابهء رسول خدا ( ص ) بودند ، مردم حرفشان را قبول و به رواياتشان اعتماد مىكردند . البته اگر مردم مىدانستند كه آنان منافقند و به خداوند متعال و رسول او دروغ مىبندند ، رواياتشان را باور نمىكردند و حرفهاى آنان را نمىشنيدند ؛ امّا مردم از كجا بفهمند كه آنان منافقند . طايفه دوّم : اشتباه كاران عدّهاى قصدشان دروغ بستن به رسول خدا ( ص ) نبود و از اين كار اجتناب مىورزيدند ؛ امّا اشكالشان اين بود كه نمىتوانستند بيان حضرت را حفظ و به طور صحيح نقل كنند . مطالبى دست و پا شكسته در ذهن آنان باقى مىماند ، علاوه بر عدم تحفّظ ، وهم و خيالِ خودشان ، به اشتباه فكر مىكردند كه رسول خدا ( ص ) مسأله را آنگونه كه خودشان تصور كردهاند بيان مىفرمود و همان را به صورت روايت در اختيار مردم مىگذاشتند ؛ در حالى كه رسول خدا ( ص ) طور ديگرى فرموده بود . مردم بيچاره هم ندانسته قبول مىكردند . البته اين عدّه چون انسانهاى بدى نبودند اگر مىفهميدند كه اشتباه كردهاند و بيان رسول خدا ( ص ) چيز ديگرى بوده است به روايات خود ترتيب اثر نداده و آن را رها مىكردند . طايفهء سوم : ناآگاهان حديث ناشناس عدّهاى كه دروغگو و منافق نبودند و حافظهء خوبى هم داشتند ولى از طرفى به دليل اينكه كلام رسول خدا ( ص ) همانند قرآن داراى عموم و خصوص ، ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه بود ، اينان رواياتِ منسوخِ رسول اكرم ( ص ) را مىشنيدند و ضبط مىكردند ؛ امّا ناسخش را كه مثلًا شش ماه بعد توسطِ حضرت ، در جلسهاى بيان مىشد نمىشنيدند ؛ چون در آن جلسه حضور نداشتند ؛ به همين دليل در مقام