الشيخ فاضل اللنكراني
196
اخلاق فاضل (فارسى)
- آن هم به آن مقدارى كه نزد آنان بود - نگذاشت مردم به آن معارف بلند دسترسى پيدا كنند و بپذيرند . آنان براى اينكه حقّ مشروع حضرت على ( ع ) را در خلافت غصب كنند بايد به چيزى تمسّك مىكردند ؛ لذا حديث « أنَّ النَّبِىَّ ( ص ) قَالَ لَا تَجْتَمِعُ أُمَّتِى عَلَى خَطَإ » « 1 » را مطرح كردند و در مورد احكام و معارف « حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ » را مطرح كردند تا فكر مردم را از مسير صحيح منحرف كنند ، با اينكه همهء صحابه و مردم مىدانستند كه علم رسول خدا ( ص ) و احكام خداوند متعال نه تنها در سينهء اميرالمؤمنين ( ع ) بلكه در صحيفهء او مضبوط و ثبت است . « 2 » والسلام عليكم ورحمهء الله وبركاته
--> ( 1 ) . از نبى مكرم اسلام نقل شده است كه فرمود : امت من بر خطايى اتفاق نمىكنند . رَسُولِ اللَّهِ ( ص ) لَا تَجْتَمِعُ أُمَّتِى عَلَى ضَلَالَهءٍ فَأَخْبَرَ أَنَّ جَمِيعَ مَا اجْتَمَعَتْ عَلَيْهِ الْأُمَّهءُ كُلُّهَا حَقٌّ هَذَا إِذَا لَمْ يُخَالِفْ بَعْضُهَا بَعْضاً . ( تحف العقول ، ص 458 ) امت من همه با هم گمراه نمىشوند و خبر داده كه آنچه مورد اجماع امت باشد حق است ، به شرط اينكه هيچ اختلافى در ميان نباشد . ( 2 ) . ثم قد رووا أهل العلم و التواريخ بلا خلاف بينهم أن أبا بكر قام على المنبر و قال : أقيلونى فلست بخيركم . و فعل ذلك من غير إكراه أحد له على الخلع و لا خوف من القتل . ( الطوائف ، ج 2 ، ص : 496 درّ بحر مناقب ، ص 76 ) اهل علم و مورخان بدون هيچ اختلافى ( غير از آنچه در روايت ابن حسنويه حنفى موصلى آمده است ) نقل كردهاند كه ابوبكر خطاب به حضرت على ( ع ) كرد و گفت : يا كاشف الكربات انت يا على فارج الهم آنگاه بدون هيچ اكراه و ترس از قتل و خوفى بر بالاى منبر رفت و گفت : اى مردم ! بيعت خود را از من برداريد و مرا از خلافت عزل كنيد ؛ زيرا تا على در ميان شما است من بهترين شما نيستم . زين الفتى در تفسير سورهء هل اتى : عاصمى از عمر نقل مىكند كه چنين اعتراف كرده است : هذا اعلم بنبينا و بكتاب نبينا . على بن ابىطالب اعلم و آگاهتر از صحابه به پيامبر ما و به كتاب پيامبر ما است . همچنين از عثمان نقل مىكند كه چنين گفت : « لولا على لهلك عثمان » اگر على نبود عثمان هلاك مىشد . كان معاويهء يكتب فيما ينزل به ليسأل له على بن أبى طالب ( ع ) عن ذلك فلما بلغه قتله قال : ذهب الفقه و العلم بموت ابن أبى طالب ، فقال له أخوه عتبهء : لا يسمع هذا منك أهل الشام فقال له : دعنى عنك . ( فضائل الخمسهء من الصحاح الستهء ، ج 2 ، ص 306 ) ابن عبدالبرّ در « استيعاب » روايت مىكند كه عادت معاويه آن بود كه هرگاه پيشامدى براى او اتفاق مىافتاد ، نامهاى به يكى از همدستانش مىنوشت و غير مستقيم پاسخ آن را از حضرت على ( ع )