الشيخ فاضل اللنكراني

136

اخلاق فاضل (فارسى)

مثال ، وقتى شخصى در مسير خود با زن نامحرمى روبه رو مىشود ، قصد ، كيفيت و چگونگى نگاه او را كسى نمىفهمد ولى خداوند تبارك و تعالى و آنهايى كه از طرف او مأموريت دارند همه را ثبت و ضبط مىكنند . ( وَ ما تُخْفِى الصُّدُورُ ) ؛ « 1 » تمام آنچه را كه سينه‌ها و دلها از بغض ، كينه ، حسد و ساير رذايل اخلاقى ، پنهان كرده‌اند تحت نظارت الهى قرار دارد . « 2 »

--> ( 1 ) . و آنچه را سينه‌ها و قلبها پنهان مىدارند ، مىداند . ( همان ) ( 2 ) . ( وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْانسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ . إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ . مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ) . ( ق ، آيه 16 - 18 ) همانا انسان را آفريديم و همواره آنچه را كه باطنش [ نسبت به معاد و ديگر حقايق ] به او وسوسه مىكند ، مىدانيم و ما به او از رگ گردن نزديك‌تريم . [ ياد كن ] دو فرشته‌اى را كه همواره از ناحيهء خير و شر ، ملازم انسان هستند و همهء اعمالش را دريافت و ضبط مىكنند . هيچ سخنى را به زبان نمىگويد جز اين‌كه نزد آن [ براى نوشتن و حفظش ] نگهبانى آماده است . خداوند متعال خالق است و ما در جميع حالات به وجود او وابسته‌ايم ؛ به همين جهت ممكن نيست او در حالى كه از رگ قلب نيز به ما نزديك‌تر است از ظاهر و باطن ما بى خبر باشد . خداوند متعال در اين خصوص مىفرمايد : ( وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ) ؛ بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حائل مىشود ، و همهء شما نزد او در قيامت جمع خواهيد شد . ( انفال ، آيهء 24 ) با اين احاطهء علمى خداوند و اين‌كه ما در قبضهء قدرت او هستيم ، تكليف ما روشن مىكند كه نه افعال و گفتار ما از او پنهان است و نه انديشه‌ها و نيات و حتى وسوسه‌هايى كه از قلب ما مىگذرد . توجه به اين واقعيت انسان را بيدار مىكند و به مسئوليت سنگين و پروندهء دقيق او در دادگاه عدل الهى آشنا مىسازد و از انسان بى خبر و بى تفاوت ، موجودى هوشيار و سر به راه و متعهد و با تقوا به وجود مىآورد . خداوند مىافزايد : ( إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ) ؛ به خاطر بياوريد هنگامى را كه دو فرشتهء سمت راست و چپ انسان كه مراقب و ملازم او هستند اعمال او را گرفته ، ضبط مىكنند ؛ يعنى علاوه بر احاطهء علمى خداوند به ظاهر و باطن انسان ، دو فرشته نيز مأمور حفظ و نگاهدارى حساب اعمال اوهستند كه از سمت راست و چپ از او مراقبت مىكنند ، پيوسته با او هستند و لحظه‌اى جدا نمىشوند تا از اين طريق اتمام حجت بيشترى شود و بر مسألهء نگاهدارى حساب اعمال ، تأكيدى باشد . « تلقى » به معناى دريافت و اخذ و ضبط است و « متلقيان » دو فرشته‌اى هستند كه مأمور ثبت اعمال انسان هستند . « قعيد » به معنى نشسته است و در اينجا مقصود ملازم و مراقب است . و به تعبير ديگر مفهوم آيه اين نيست كه اين دو فرشته در سمت راست و چپ انسان نشسته‌اند ؛ زيرا انسان گاه نشسته است و گاه در حال راه رفتن ، بلكه اين تعبير كنايه از آن است كه اين دو همواره با انسانند و مترصد اعمال او هستند . در روايات اسلامى آمده است كه فرشتهء سمت راست ، نويسندهء حسنات است و فرشتهء سمت چپ نويسندهء سيئات . و فرشتهء اول فرمانده فرشتهء دوم است ، هنگامى كه انسان عمل نيكى انجام دهد ، فرشته سمت راست ده برابر مىنويسد و هنگامى كه عمل بدى از او سر زند و فرشته سمت چپ مىخواهد آن را بنويسد ، فرشتهء سمت راست مىگويد : عجله مكن لذا او هفت ساعت به تأخير مىاندازد ، اگر پشيمان شد و توبه كرد چيزى نمىنويسد و اگر توبه نكرد تنها يك گناه براى او مىنويسد . خداوند مىفرمايد : ( ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ) ؛ هيچ سخنى را انسان به زبان نمىآورد مگر اين‌كه نزد آن فرشته‌اى مراقب و آماده براى انجام ماموريت است دوست نزديك‌تر از من به من است وين عجب‌تر كه من از وى دورم ! چه كنم با كه توان گفت كه دوست در كنار من و من مهجورم !