الشيخ فاضل اللنكراني
107
اخلاق فاضل (فارسى)
مسلمانان در آن تحقير شود و حرمت او شكسته شود ، به اين معنا كه بخواهند در زعامت او تزلزل يا خدشهاى وارد كنند يا در رسميّت او مناقشه كنند ، با ايمان به مبدء و معاد نمىسازد . كسى كه زمام امر مسلمانان - به حق - در اختيار او است ، از نظر اسلام بسيار محترم و ارزشمند است . حتى نمىتوان مطلبى را به صورت هزل و شوخى دربارهء او مطرح كرد ، « 1 » به ويژه در اين زمان كه در شرايط خاصّى قرار داريم . ما نبايد انتقاد
--> ( 1 ) . مطلب مهم ديگر اينكه من عقيده دارم توصيه به تقوا كمكم دارد به صورت شعار در مىآيد . مىبينيد كه چون توصيه به تقوا يكى از وظايف خطيب در خطبههاى نماز جمعه است ، حتى در نماز جمعههاى ما يكى - دو جمله به عنوان شعار گفته مىشود و تمام مىشود ؛ اما بايد به تقوا آن هم در تمامى اعضا ، حتى در فكر ، واقعيت بخشيد . انسان بى جهت نسبت به كسى سوء ظن نبرد ، به چيزى كه « يحرم النظر اليه » نگاه نكند كه اين خلاف تقوا است . مهمترين عامل گمراهى انسان زبان است ؛ لذا بايد آن را كنترل كرد ، انسان نبايد هر چه به ذهنش مىآيد به كسى نسبت دهد و هر حرفى را كه مىشنود به مجرد شنيدن ، ترتيب اثر دهد . ممكن است انسان با يك جمله ، بهگونهاى آبروى كسى را ببرد كه او نتواند تا آخر عمر سر بلند كند . اگر اين زبان يك ثانيه ، يك لحظه حركت كرد و جمله اى دربارهء كسى گفت و او را تا آخر عمر به خاك سياه نشاند ، مسئولش گويندهء آن جمله است . برادران ! زبانتان را كنترل كنيد ، اين زبان بلاها به روز انسان مىآورد . هر حرفى را كه مىخواهيد بزنيد اول بسنجيد و ببينيد آيا شرع مقدس به شما اجازه مىدهد اين حرف را بزنيد ؟ آيا تحقيق كرده ايد و اين حرف را مىزنيد ؟ چه دربارهء شخص ، چه دربارهء گروههاى اسلامى و چه دربارهء مسئولان نظام . همه اينها مورد حساب وكتاب است . اگر واقعيت ندارد كه ما نمىتوانيم چنين حرفى را بزنيم ، اگر واقعيت دارد ، پس چه كسى بايد به اينها عمل كند ؟ آيا من و شما در عمل به اين مسائل سزاوارتريم يا يك بازارى و ادارى ؟ وقتى در مجلسى مىنشينيد آيا يك بازارى بهتر زبانش را كنترل مىكند يا من وشما ؟ ما بايد زبانمان را كنترل كنيم ، بايد تمام اعضايمان تحت كنترل باشد ، ما بايد در جامعه مجسمهء تقوا باشيم . در غير اين صورت به جاى اينكه مروّج باشيم مخرب خواهيم بود . يكى از آقايان محترم تهران كه مرد خوبى بود و با ما نسبت داشت ، مىگفت : يك روز در يك مجلسى كه سىچهل نفر ازآقايان تهران بودند ، نشسته بوديم ، يك كسى گفت : من مىخواهم از شماها سؤالى بكنم ؛ از اوّلى پرسيد : شما براى چه سهم امام مىخوريد ؟ او گفت : من مسجد مىروم ، مسألهء مىگويم و منبر مىروم . از دوّمى پرسيد : تو براى چه سهم امام مىخورى ؟ پاسخ او نيز همان بود . آن آشناى ما مىگفت : نوبت به من رسيد ، از من پرسيدند براى چه سهم امام مىخورى ؟ گفتم : واقعش را بگويم ؟ گفتند : آرى ، گفتم : من سهم امام مىخورم كه مخرّب اسلام نباشم ، همين مقدار . مىخورم كه اسلام را تخريب نكنم . برادران ! گاهى ما در صورت و قيافهء ترويج ، مخرّب هستيم . گاهى انسان خودش هم نمىفهمد چه مىكند ، خودش نمىفهمد كه كارهايش صد درصد با اسلام منطبق نيست . اگر خداى ناكرده نوعى انحرافات اخلاقى در وجود او باشد وقتى او را با نام اسلام ملاحظه مىكنند چه برداشتى دربارهء او دارند ؟ در اين صورت « على الاسلام السّلام » . پس بدانيد ما خيلى در مخاطره هستيم . آنكه جامعه - حتى قبل از علم - از ما انتظار دارد ، تقوا است . روحانى متقى ارزشمند است هر چند سواد هم نداشته باشد . اگر علتش را بپرسيد ؛ پاسخ اين است كه : اگر روحانى متقى بود و مسألهاى از او پرسيدند ، يا جوابش را بلد است يا بلد نيست . اگر جوابش را بلد است جواب مىدهد ، اگر بلد نيست چون متقى است حرف بىحساب نمىزند . مىگويد : اجازه بدهيد بروم بپرسم يا كتاب را ببينم و بعد جواب مسألهء شما را بدهم . اميدوارم خداوند اين انقلاب را هر چه بيشتر مستحكم بفرمايد و رهبر بزرگوار انقلاب را طول عمر و سلامتى عنايت فرمايد . ( اين حاشيه از متن فرمايشات آيت الله العظمى فاضل استفاده شده است . سيرى كامل در اصول فقه ، ج 2 ، ص 323 ، درس 136 )