الشيخ فاضل اللنكراني
19
احكام جوانان (فارسى)
بر سراسر جهان حكم فرما است و همه موجودات به او برپاست . هر متفكرى درك و باور دارد كه همهء جهان مطيع نظم و قانون است و او در پرتو همين نظم و قانون از تمام ذرات عالم بهرهمند است از هوا نفس مىكشد ، از آب مىآشامد ، از روييدنىها مىخورد ، از اشعهء آفتاب استفاده مىكند و مىفهمد كه همهء عالم به يك قوه و از يك مبدأ سرچشمه گرفته و تحت يك اراده اداره مىشوند و به مقتضاى همين فطرت و فهم و درك است كه در هنگام حاجت به او استغاثه مىكند ، هنگام سختى به او پناه مىبرد ، هنگام نعمت به او اميدوار مىشود و معلوم است كه اين احساس و درك مربوط به ضعف و يا جهل و نادانى نيست ، زيرا انسان از هر طبقه و گروهى كه باشد ، هرگاه خود را از تمام افكار علمى و عقايد و عادات و رسوم برهنه كند ، و خود را موجودى فرض كند كه همين ساعت به وجود آمده و هيچ كس را نديده و هيچ سخنى نشنيده ، آنگاه نظرى به خود و نظرى به جهان افكند چه خواهد ديد ؟ خود را موجودى خواهد ديد داراى چشم ، گوش ، فهم و هوش كه در گوشهاى از جهان بىپايان پيدا شده و به هر سو نظر مىافكند نگاهش به آخر جهان نمىرسد ، جهان را بسيار بزرگ و خود را بسيار كوچك مىبيند زير پاى خود زمينى پر از عجايب و بالاى سر خود فضايى پر از غرايب مىيابد ، در جهان آمد و شد و گردش و حركت مشاهده مىكند ، مىبيند كه آفتاب و ماه طلوع و غروب مىكنند ، شب و روز منظّماً از پى