الشيخ فاضل اللنكراني - الشيخ شهاب الدين الإشراقي
30
حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى)
« لّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن م بَيّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَىَّ عَن م بَيّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ » . « 1 » و نيز ؛ وجود امام لطفى از سوى خدا به بندگان است ؛ زيرا با وجود امام در ميان آنها ، پراكندگى آنان جمع و ريسمان وحدت آنان متصل مىگردد و ناتوان از توانمندِ زورگو و نيازمند از ثروتمند ، حقّ خود را مىستاند و جاهل از كارهاى خلاف ، دست برمىدارد و غافل بيدار مىگردد . و هر گاه چنين امامى وجود نداشته باشد ، شريعت الهى و بيشترِ احكام دين و اركان اسلام ، مانند جهاد و امر به معروف و نهى از منكر و داورىها و نظير اينها ، باطل و تعطيل مىشود و سودى كه از آنها در نظر است از بين مىرود . و امّا غيبت بعضى از امامان در برههاى از زمانها و تعطيل احكام در زمانهاى طولانى ، از سوى مردم ناشى شده است ، نه از سوى امام . « 2 » از اين رو ، نقصى در لطف خداى سبحان وارد نمىآيد ؛ زيرا تنها چيزى كه در اين زمينه بر خدا لازم است ايجاد امام براى مردم است ، تا آنان را از پراكندگى برهاند ، و اگر مردم به خاطر عدم قابليّت و سوء استعداد خود ، زمينهء عمل او را فراهم نياورند ، حجّتى بر خداوند نيست ؛ چرا كه خداوند بر آن نبود ، كه به آنان ستم كند ولى آنان خود به خويش ، ستم مىورزيدند : « فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ » . « 3 » و اين نكتهاى است كه در كمالات و خيرات ديگر نيز به همينگونه است ؛ زيرا كمالات
--> ( 1 ) . انفال ، آيهء 42 . ( 2 ) . وُجودُهُ لُطْفٌ وَتَصَرُّفُهُ آخَرُ وَعَدَمُهُ مِنَّا ، ( كشف المراد في تجريد الاعتقاد ، ص 362 ) . ( 3 ) . روم ، آيهء 9 .