الشيخ فاضل اللنكراني
19
اصول فقه شيعه (فارسى)
است كه اين حكم بر اساس خصوصيتى كه در منطوق وجود دارد ، بدست آمده است . به نظر مىرسد اين كلام ايشان درست نباشد ، زيرا مفهوم ، حكم نيست . حكم ، مفرد است ، مثل « وجوب صلاة الجمعة » . بخلاف « الصلاة واجبة » كه جمله است و حكم نيست . « الصلاة واجبة » قضيّهء مشتمل بر حكم است نه اينكه خودش حكم باشد . سپس ايشان در ذيل كلام خود مىفرمايد : « فصحّ أن يقال : إنّ المفهوم إنّما هو حكم غير مذكور لا أنّه حكم لغير مذكور » « 1 » . اين تعبير ايشان درست نيست ، زيرا همان گونه كه گفتيم : « مفهوم ، حكم نيست » بنابراين نوبت به اين نمىرسد كه بحث كنيم آيا مفهوم ، حكم غير مذكور است يا حكم براى غير مذكور . همانطور كه منطوق ، حكم نيست بلكه قضيّهء مشتمل بر حكم است ، مفهوم هم بههمينصورت است و به عبارت ديگر : موصوف براى مفهوميت و منطوقيت ، عبارت از قضيّه است و مفهوم مورد بحث در اصول - كه در مقابل منطوق است - هيچ ارتباطى با مفردات و با نفس حكم ندارد . بحث در اين است كه آيا مثلًا قضيّهء « إن جاءك زيد فأكرمه » قضيّهء ديگرى هم به دنبال خود دارد يا نه ؟ منكرين مفهوم ، وجود قضيّهء ديگر را نفى كرده و قائلين به مفهوم ، وجود آن را اثبات مىكنند . مقدّمهء دوّم : آيا مفهوميت از صفات مدلول است يا از صفات دلالت ؟ [ كلام مرحوم آخوند ] مرحوم آخوند مىفرمايد : أشبه اين است كه ما عنوان مفهوميت را وصف براى مدلول بدانيم و اگر كسى آن را وصف براى دلالت دانست ، اين در حقيقت ، وصف به
--> ( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 301