الشيخ فاضل اللنكراني
16
اصول فقه شيعه (فارسى)
دايرهء موضوع له خارج كنيم و بگوييم : معناى ( أقيموا الصلاة ) اين است كه « إذا أتيتم بالصلاة لا يجب عليكم الإعادة و القضاء » ؟ دلالت تضمّن هم در كار نيست ، زيرا متبادر از ( أقيموا الصلاة ) چيزى جز مسألهء وجوب اقامهء صلاة و بعث و تحريك اعتبارى بهسوى ماهيت صلاة نيست . و ديگر از ( أقيموا الصلاة ) ، استفاده نمىشود كه « إذا صلّيتم لا يجب عليكم الإعادة في الوقت و لا القضاء في خارج الوقت » كجاى ( أقيموا الصلاة ) به دلالت تضمن ، دلالت بر چنين معنايى دارد ؟ حال بايد ببينيم آيا در اينجا دلالت التزام مىتواند مطرح باشد ؟ دلالت التزام اگر بخواهد جزء دلالات لفظيه باشد ، ازنظر بعضىها « 1 » بايد دو خصوصيت در آن باشد و ازنظر بعضى ديگر بايد داراى يك خصوصيت باشد . كسانى كه قائلند بايد دو خصوصيت در آن باشد ، مىگويند : بايد : اوّلًا : لزوم آن ، لزوم بيّن باشد . ثانياً : لزوم بيّن آن ، بيّن بالمعنى الأخصّ باشد . و كسانى كه قائلند بايد يك خصوصيت در آن باشد ، مىگويند : همينكه لزوم آن ، لزوم بيّن باشد كافى است ، خواه بيّن بالمعنى الأخص باشد يا بيّن بالمعنى الأعم . لزوم بيّن بالمعنى الأخصّ عبارت از اين است كه نفس تصوّر ملزوم ، در انتقال به لازم كفايت مىكند و پس از تصوّر ملزوم ، هيچ حالت انتظارى در كار نيست . آنقدر لزوم روشن و ملازمه آشكار و بيّن است كه انسان حتّى نياز به تصوّر لازم هم ندارد . اين معنا در لوازم ماهيت تحقّق پيدا مىكند ، مثل زوجيت نسبت به اربعه ، زوجيت ، لازم ماهيت اربعه است و به مجرّد اينكه ذهن ، اربعه را تصوّر كند ، به زوجيتْ التفات و انتقال پيدا خواهد كرد و ديگر لازم نيست زوجيت را بهطور مستقل تصوّر كند . اين ، بالاترين مسألهء لازم و ملزوم و ملازمه است ، چون ملازمه در همان رتبهء ماهيتْ
--> ( 1 ) - المنطق للمظفر رحمه الله ، ج 1 ، ص 40