الشيخ فاضل اللنكراني
14
اصول فقه شيعه (فارسى)
خارج آورده شود ، ديگر اعاده و قضاء لازم نداشته باشد يا اينكه اقتضاى اجزاء نمىكند ؟ بنابراين موضوع جملهاى كه بهعنوان محلّ نزاع در كتاب فصول مطرح شده است عبارت از « امر » است . « 1 » مثل ساير مسائلى كه در ارتباط با امر مطرح است ، مانند « الأمر بالشىء هل يدلّ على الفور أو يدلّ على التراخي ؟ » ، « الأمر بالشىء هل يدلّ على المرّة أو يدلّ على التكرار ؟ » و . . . . ولى مرحوم آخوند با وجود اينكه در مباحث گذشته عنوان « امر » را مورد بحث قرار داده در اينجا عنوان را تغيير داده است . حال ببينيم آيا كداميك از اين دو تعبير بهتر است ؟ تعبير مرحوم آخوند ، تعبير معقولى است زيرا بحث در اين است كه اگر كسى مأمور به را با تمام خصوصياتش در خارج بياورد ، آيا تكليف را انجام داده و اعاده و قضاء لازم ندارد يا اينكه تكليف از او ساقط نشده است ؟ بنابراين آنچه در اين مسئله نقش دارد ، « اتيان مأمور به » است . ولى در اينجا به مرحوم آخوند اشكال مىشود كه در اين صورت ، مسألهء اجزاء ، در ارتباط با عمل خارجى مىشود « 2 » و از مباحث الفاظ خارج مىگردد ، درحالىكه مباحث جلد اوّل كفايه پيرامون الفاظ است و ايراد نزاع در ضمن مباحث الفاظ ، مؤيّد اين معناست كه بحث بهعنوان يك « بحث لفظى » باشد . امّا طبق عنوانى كه صاحب فصول رحمه الله مطرح كرده است ، اين اشكال وارد نيست چون ايشان عنوان « امر » را موضوع قرار داده و اقتضاء و تأثير را در ارتباط با « امر » دانسته است . و امر و هيئت افعل ، مربوط به مقام لفظ مىباشند و مراد از اقتضاء هم دلالت است . اگرچه اشكالات ديگرى برآن وارد است . در ابتدا بهنظر مىرسد تعبير صاحب فصول رحمه الله بهتر باشد ، چون اين بحث ، جزء
--> ( 1 ) - الفصول الغروية في الاصول الفقهيّة ، ص 116 ( 2 ) - زيرا مراد از اقتضاء در كلام ايشان همان سببيّت و علّيت است . يعنى آيا وقوع مأمور به در خارج ، براى عدم وجوب قضاء و اعاده سببيّت دارد يا نه ؟