الشيخ فاضل اللنكراني

21

اصول فقه شيعه (فارسى)

باشد كه « امر به معناى طلب‌هايى است كه در ارتباط با فعل غير است . فرقى نمىكند كه شما بگوييد : طَلَب المولى من عبده كذا يا بگوييد : أمَرَ المولى عبده بكذا ولى در جاهايى كه مربوط به فعل خود انسان است ، مثل : طالب علم ، طالب شهادت ، طالب زيادت و . . . معمولًا كلمهء « امر » به‌كارنمىرود . بررسى كلام مرحوم آخوند بر كلام مرحوم آخوند اشكالاتى وارد است : اشكال اوّل : مرحوم آخوند فرمود : امر داراى دو معناست : طلب في الجملة و شىء . ايشان قيد « فىالجمله » را در مورد « شىء » ذكر نمىكند بنابراين مقتضاى كلام ايشان اين است كه ما هرجا بتوانيم كلمهء « شىء » را به كار بريم مىتوانيم به‌جاى آن كلمهء « امر » را به كار بريم . به‌عبارت ديگر : اگر « امر » به‌معناى « شىء » باشد بايد بگوييم : « امر » هم يكى از الفاظ عامّه است و دايرهء آن همانند « شىء » وسيع است . بنابراين هرجا بتوانيم كلمهء « شىء » را اطلاق كنيم بايد كلمهء « امر » هم قابل اطلاق باشد . البته اين بدان معنا نيست كه هرجا كلمهء « امر » را استعمال كرديم بايد به‌معناى « شىء » باشد بلكه برعكس است يعنى هرجا بتوانيم كلمهء « شىء » را اطلاق كنيم بايد بتوانيم كلمهء « امر » را هم اطلاق كنيم ، زيرا « شىء » يكى از معانى « امر » است . درحالىكه ما مىبينيم مسئله به اين صورت نيست . بعضى جاها ما كلمهء « شىء » را مىتوانيم به كار ببريم ولى به كار بردن « أمر » به‌جاى « شىء » غير مأنوس است ، مثلًا اگر شما گفتيد : « ساختمان اين مدرسه چيز عجيبى است » اين استعمال شما صحيح است ولى اگر كلمهء چيز ( / شىء ) را برداشتيد و به‌جاى آن كلمهء « امر » را گذاشتيد ، غير مأنوس است و عرف ، چنين استعمالى را نمىپسندد . بنابراين بر مرحوم آخوند لازم بود كه قيد « فىالجمله » را دنبال « شىء » هم ذكر كند . البته اين اشكال ، خيلى مهم نيست .