الشيخ فاضل اللنكراني

19

اصول فقه شيعه (فارسى)

سپس مرحوم آخوند دايرهء اشكال را توسعه داده مىفرمايد : نه تنها در اينجا به اين صورت است بلكه در قسمتى از معانى گذشته نيز مطلب همين‌طور است . مثلًا در مثال « شغلني أمر كذا » كه گفته‌اند : امر به‌معناى « شأن » استعمال شده است ، « امر » به‌طور مستقيم به‌جاى مفهوم « شأن » ننشسته است بلكه « امر » در معناى « شىء » استعمال شده ولى اين « شىء » - به قرينهء « شغلني » - مصداق براى « شأن » است ، مصداق براى آن « حالت و خصوصيت شأنيت » است . پس مستعمل فيه « امر » عبارت از « شىء » است نه « شأن » . لذا در اين مورد هم اشتباه مفهوم به مصداق مطرح است . مرحوم آخوند مىفرمايد : در مورد حادثه نيز همين‌طور است . شما وقتى به دوست خود مىگوييد : « مىدانى امروز چه امرى اتفاق افتاد ؟ » در اينجا كلمهء « امر » به‌معناى « حادثه » نيست . « امر » در اين عبارت نيز به‌معناى « شىء » است ولى تعبير « مىدانى امروز چه امرى اتفاق افتاد ؟ » قرينه بر اين است كه اين « شىء » مصداق براى « حادثه » است . و نفس كلمهء « امر » در معناى حادثه استعمال نشده است . همان‌طور كه اگر « امر » را برداشته و به‌جاى آن خود « شىء » را بگذاريد و بگوييد : « مىدانى امروز چه چيزى اتفاق افتاد ؟ » كلمهء « چيز » در معناى خودش به‌كاررفته‌است است ولى يك چنين تعبيراتى قرينه بر اين است كه كلمهء « چيز » مصداق براى « حادثه » است . و تعبيراتى چون اتّفاق و امروز و . . . قرينه بر اين معناست . مرحوم آخوند اين مطلب را در مورد فعل عجيب نيز مطرح كرده است . ايشان در پايان نتيجه مىگيرد كه « امر » ، حقيقت در دو معناست : يكى عبارت از طلب فىالجمله « 1 » است كه آن معناى اشتقاقى است و ديگرى عبارت از شىء است كه معناى غير اشتقاقى است . « 2 » صاحب فصول رحمه الله نيز معتقد است « امر » داراى دو معناست : يكى طلب و

--> ( 1 ) - قيد « فىالجمله » به اين جهت است كه طلب داراى خصوصياتى است كه بعداً ذكر مىشود . ( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 89 و 90