حسن حسن زاده آملى
41
هزار و يك نكته (فارسى)
در تعريف منطق كه آلة قانونية الخ ، فرمود : الالة ما يؤثر الفاعل فى منفعله القريب منه بتوسطه . اين تعريف خواجه در حقيقت از فصل پنجم مقاله سوم نفس شفاء مأخوذ است آنجا كه گويد : و اما ذا لم يجعل ذلك آلة بل واسطة تنفعل اولا الخ ( ص 319 ج 1 ط 1 ) و تعريف بغايت صحيح است . فخر رازى در شرح اشارات تعريفى ناصواب نموده است . غرض ما اين است كه قواى نفس و محال آنها را در كتب كلامى و فلسفى تعبير به آلات كردهاند . با اينكه بدن مرتبه نازله نفس است بنابر اين بايد آن قوى را وسائط دانست نه آلات چه آلت در حقيقت خارج از هويت ذو الالة است ولى واسطه شأنى از شؤن فاعل است و مطلبى دقيق در واسطه است كه در مقام تنزل حقيقى كه از كمون ذات فاعل به مراحل نازل آن فرود ميآيد صورت و واقعيت آن حقيقت در هر واسطه باقتضاى عالم و مرتبه آن واسطه تحقق مىيابد ، و همچنين چون صعودا بخواهد عروج يابد در هر مرحله و مرتبه واسطه تحقق و تحصل مىيابد ، بخلاف آلت . نزول معنائى را از مقام روح تا مقام طبعت و همچنين عروج صورتى را از مرتبه طبعت تا مقام عرشى روحت در نظر بگير كه آنصورت در قوه حاسه و از آنجا در خيال و از آنجا در واهمه و سپس به عاقله در هر مرتبه حكمى دارد كه اين قوى وسائطاند نه آلات . در نظام عالم هم به همين منوال است كه همهء مقامات وجود وسائطاند نه آلات . اين عروج و نزول در امكان اشرف كه در نزول است و در امكان اخس كه در صعود است با تأمل و تدبر صحيح واضح است كه يدبر الامر من السماء الى الارض ثم يعرج اليه الم ( السجده 6 ) و همين تعبير را در وسائط فيض الهى عليهم السلام درياب . بدانچه كه در اين نكته اشارت نمودهايم به معنى صحيح حديث شريف من عرف نفسه فقد عرف ربه آگاهى مىيابى كه چنانچه شخص انسانى يك حقيقت واحده ذات شئون و اطوار و مجالى و