حسن حسن زاده آملى
33
هزار و يك نكته (فارسى)
ذات مظاهر است پس هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن پس هر چه كه دمبدم بظهور رسد شأن او است خواه در ارض خواه در سماء ارض بمراتبش و سما بمراتبش . يوم عبارت از ظهور است كه در اين مقام شب و روز ما يوم الله است ليس عند ربك صباح و لا مساء پس كل يوم هو فى شأن ظهور آثارش در هر آن در جميع عوالم و مظاهر غير متناهى است در وراى زمان آن هم راه ندارد كيف كان كل يوم هو فى شأن است كه در همه نشئات صادق است . الله ذاتى و صفاتى است . الله ذاتى ذات واجب الوجود مستجع جميع صفات كماليه است . بسم الله الرحمن الرحيم . الله صفاتى الهيت او است . الهيت به لحاظ تدبير و رب بودن است الحمد لله رب العالمين پس الله در فاتحه تكرار نشد . چنان كه روح انسان را من حيث هو مدبر بدن خود است نفس گويند ذات واجب الوجود را به لحاظ تدبير و رب بودنش در مظاهر غير متناهيش إله گويند هو فى السماء إله و فى الارض إله . چنان كه برهان قائم بر توحيد واجب الوجود است همچنين قائم بر توحيد إله عالم است كه جز واجب الوجود ربى و الهى نيست لو كان فيهما الهة الا الله لفسدتا . از امير المؤمنين پرسيدند وجود چيست گفت جز وجود چيست . فتبصر تكرار تجلى موجب ضعف و وهن متجلى است تعالى الله عن ذلك هر شأنى خود تجلى خاص است از قلب خود چه از ظاهر آن و چه از باطن آن مدعى را فهم كن بيزارم از آن كهنه خدايى كه تو دارى هر لحظه مرا تازه خداى دگرستى . خويشتن را نيكوشناس تا رب حاكم خودت را بشناسى اين رب مقيد است نه رب مطلق ، هر چند شأنى از شئون رب مطلق است كه اسمى از اسماى هو است پس در من عرف نفسه فقد عرف ربه نيك تامل كن و به زبان شبسترى گويمت برو ايخواحه خود را نيك بشناس كه نبود فربهى مانند آماس . شيخ عارف محى الدين عربى در فصوص بيست و هفت كلمات