حسن حسن زاده آملى

39

هزار و يك كلمه (فارسى)

از آنها تعليم گرفته‌اند ، آدم سازند . لذا اين نشأت شهادت مطلقه كه ظلّ و آيت ملكوتش است مقام معلّم مربّى انسانها بدان پايه و الا است كه در ملكوت سماوات عظيم خوانده مىشود . من يك بار در زمان حيات استاد اعظم آية اللّه رفيعى ( قدّس سرّه القدّوسى ) به قزوين آمدم كه تابستان فرا رسيده ، درسها تعطيل شده ، آن جناب به قزوين مراجعت فرموده بود . پس از چند روز به قصد زيارتش در معيّت دوست فاضلم مرحوم شاه چراغى از تهران به قزوين آمديم و در بيت المعمور آن بزرگوار تشرّف حاصل كرديم . پس از گذشت برهه‌اى از زمان رخصت طلبيديم كه رفع زحمت كنيم . فرمود : خير ، بايد ناهار اينجا باشيد . عرض كرديم : آقا جان ! در حضور جنابعالى دست ما براى تناول غذا دراز نمىشود . ما براى دست‌بوسى و زيارت شما آمديم ، اجازه بفرماييد ما مرخّص بشويم . قبول نفرمودند . و اكنون اين بار دوم است كه پس از حدود سى و شش سال از قوّه جاذبه روحانيّت آن بزرگوار ( رضوان اللّه عليه ) بدين خطّه علم و تقوى و سرزمين انبياء آمده‌ام . چند نامه از ايشان دارم كه همه را مثل جان شيرين نگهدارى مىكنم ، و شايسته است كه به گفته حكيم انورى تمسّك جويم : هست در ديده من خوبتر از روى سفيد * روى حرفى كه به نوك قلمت گشت سياه عزم من بنده چنانست كه تا آخر عمر * دارد از بهر شرف خطّ شريف تو نگاه انسان كه مكارم اخلاق علماى بزرگ اين امّت و سيرت حسنه آنها را مشاهده مىكند ، مىگويد خدايا پس آن پيغمبر مخاطب به خطاب إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ را چه قدر و مرتبت و منزلت بوده است ؟ ! حضرت استاد آية اللّه رفيعى كسى بوده است كه مرحوم آية اللّه خمينى در محضر انورش زانو زده است و معارف اندوخته است . يك روز در درس مصباح الأنس به مناسبتى سخن از آن جناب به ميان آورد و فرمود : « آقاى خمينى خيلى باهوش بود . »