حسن حسن زاده آملى
26
هزار و يك كلمه (فارسى)
متفاوت مىگردد ، مگر اين كه كوكب در سمت الرأس باشد . به سبب انكسار نور است كه ماه شب چهارده هنگام غروب قبل ، از آنكه آفتاب غروب كرده باشد ، بالاى افق ديده مىشود ، و غريبتر رؤيت خسوف بدر است قبل از غروب آفتاب . چون اين مقدمه دانسته شد ، گوييم كه خورشيد پيش از آنكه به دائره افق رسد ، به واسطه انكسار نور شعاع آن در سطح افق بتابد ، و همچنين بعد از آن كه جرم آن از افق فرو رفته است ، باز به انكسار نور تا زمانى بدرخشد و حمرهء مشرقيه بقمّة الرأس نرسد . لذا گفتهاند كه يكى از آثار انكسار نور ، تطويل ايّام است كه آفتاب قبل از وقت طلوع ، و بعد از موقع نجومى غروب مىكند ؛ مثلا 7 بهمن 1341 ه . ش كه اول ماه مبارك رمضان 1382 ه . ق است ، نصف النهار به افق تهران به محاسبه از زيج بهادرى 5 ساعت و 4 دقيقه و 16 ثانيه است ، و بين الطلوعين يك ساعت و 37 دقيقه ، و لكن در حقيقت نصف النهار اندكى از آن اندازه بيشتر است و بين الطلوعين اندكى كمتر ، و همچنين در همه ايام سال . درجات انكسار نور را به حسب درجات ارتفاع مختلف يافتهاند ، در زيج محمد شاهى جدولى ترتيب داده است كه مقدار انكسار نور را از افق تا به ارتفاع نود درجه آورده است و حدّاكثر انكسار نور را كه در افق مىباشد ، 32 دقيقه فلكى گفته است تا به ارتفاع 90 درجه كه به صفر رسد و از اثر بيفتد ، و 32 دقيقه فلكى 8 ثانيه زمانى مىشود كه بسيار اندك است . بسل منجّم حدّاكثر انكسار را در ارتفاع 5 درجه و 36 دقيقه و 7 ثانيه فلكى دانسته است و به حساب لاپلاس 35 دقيقه و 6 ثانيه فلكى ؛ و لكن هيچيك از اين مقادير با خارج تطبيق نمىكند و در حقيقت هنوز مقدار واقعى آن به دقّت معلوم نشده است و سخت تعذّر يا تعسّر دارد ؛ علاوه اين كه به صافى بودن هوا و عدم آن و نيز به رقّت و غلظت ابر در آسمان انكسار نور تفاوت مىيابد . در زيج بهادرى كه ادقّ و اتمّ زيجات است ، با اين كه بسيارى از جداول را با دقّت بسيار آورده است ، در انكسار نور سخنى عنوان نكرده است . گويا علّتش همان بود كه گفتيم : ضبط آن دشوار است . تبصره : غير از انكسار نور ، دو چيز ديگر نيز در اختلاف ساعات شب و روز با واقع