حسن حسن زاده آملى
12
هزار و يك كلمه (فارسى)
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ ( سوره انفال ، آيه 25 ) . در اين امر خطير ، اعنى در بيان اسرار احكام فروع دين ، نخست اهل بيت عصمت و طهارت ( صلوات اللّه عليهم ) اصول و امّهاتى به نفوس مستعدّه القاء فرمودهاند كه به صورت روايت در جوامع روايى مذكور است ؛ سپس علماى اسلام ( رفع اللّه درجاتهم ) از قديم الايّام با استمداد و استفاده از اشارات و امّهات و اصول آن وسائط فيض الهى ، كتب و رسائلى به عربى و فارسى و زبانهاى ديگر به نام اسرار الصلاة ، و أسرار الصوم ، و اسرار الحجّ و غيرها نوشتهاند كه بسيارى از آنها به حليت طبع متحلّى شدهاند . اين كمترين محض آگاهى به تميز ايجاد از اسناد به نقل روايتى به اختصار تبرّك مىجويد . غرضم اين است كه در نماز هنگام قيام مىگوييم : « بحول اللّه و قوّته أقوم و أقعد » . اين تعليم منطق وحى است كه نمازگزار ايجاد را از اسناد تميز دهد كه اسناد قيام و قعود به مصلّى است ، ولى حول و قوّة از آن الهى است . امّا روايت ياد شده ، به طور خلاصه اين كه جناب شيخ مفيد ( رضوان اللّه عليه ) در ارشاد نقل كرده است كه شخصى نزد منصور دوانيقى از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام به دروغ نسبتى داده است كه در جلسهاى مردم را به مخالفت با شما تهييج كرده است و چنين و چنان گفته است و من خودم در آن جلسه حضور داشتم . منصور دوانيقى به احضار امام فرمان داد . امام حاضر شد و منصور سخن آن مرد مفترى را به آن جناب عرضه داشت . امام در جوابش فرمود : من چنين نكردم و چنان نگفتم ، اين سخنى نادرست و نسبتى به افتراء است . منصور رو به آن شخص كرد و گفت : چه مىگويى ؟ گفت : من خودم حضور داشتم و اين حرفها را از او شنيدم . امام عليه السّلام به دو فرمود : قسم مىخورى ؟ گفت : آرى . امام فرمود : اين گونه كه من مىگويم قسم بخور ، بگو : « برئت من حول اللّه و قوّته و التجأت إلى حولى و قوّتي أن قال جعفر كذا و فعل كذا » . آن مرد كذّاب مفترى ، در نزد منصور و نديمانش ناچار همانگونه قسم ياد كرد ، و فى الحال آن چنان فلج شده است كه قدرت برخاستن از جايش را نداشت و دروغ و افترايش بر همه آشكارا شد .