حسن حسن زاده آملى
59
هزار و يك كلمه (فارسى)
با محقق بودن قوه جاذبه زمين نيازى براى اثبات فلكى مجسم به نام محدّد الجهات نيست . چنان كه با محقّق بودن حركت وضعى زمين به سوى مشرق ، نيز نيازى بدان فلك براى حركت أولى نيست ، به تفصيلى كه در درس 58 دروس هيئت و ديگر رشتههاى رياضى ( ج 1 ، ص 314 ) ، و نيز در درس هفدهم دروس معرفة الوقت و القبلة ( ص 105 ) با ذكر مآخذ و مصادر تقرير و تحرير كردهايم . بطليموس در فصل هفتم مقاله نخستين مجسطى به تحرير خواجه طوسى گويد : و قد ظنّ قوم أنّ الأرض متحركة بالاستدارة حول محور الحركة اليومية من المغرب إلى المشرق ، و نسبوا الحركة اليومية اليها وحدها على تقدير كون السماء غير متحركة على هذا المحور . . . . و در همين فصل سخن از حركت انتقالى زمين را نيز پيش كشيده است . كوتاهى سخن اين كه پيش از بطليموس اسكندرى ، دانشمندانى چون ارسطرخس ساموسى ، و فيثاغورس حكيم ، و هيپارك ابرخس و غيرهم قائل به حركت وضعى زمين ، حتى قائل به حركت انتقالى آن نيز بودهاند ، تا اين كه در اسلام دانشمندانى چون ابو سليمان سجستانى ، و ابو سعيد سجزى و غيرهما ، همان عقيدت دانشمندان پيش از بطليموس را تصويب كردهاند . تا اين كه ابو ريحان بيرونى در مقام جمع بين قولين برآمده است كه چه زمين را متحرك بدانيم و چه ساكن ، بايد در مقام اعمال رصدى و هيوى آن را ساكن فرض كنيم تا حركات و اوضاع كواكب را نسبت بدان به دست آوريم . اما بحث از فلك در علم هيئت ، حقيقت و واقع امر اين است كه در علم هيئت غرض و نظر اوّلى از افلاك فقط و فقط مدارات و دوائر است و عالم رياضى به غير آن نظر ندارد ، پس از آن براى تسهيل در تفهيم و تعليم و تقريب ذهن به انواع حركات گوناگون كواكب ، افلاك مجسّم تصوير كردهاند ، و در حقيقت بحث از افلاك مجسّم در كتب هيئت دخيل و استطرادى است نه اصيل و استقلالى . ابو ريحان بيرونى كه استاد مختص در علم هيئت است در اول باب سوم مقاله