حسن حسن زاده آملى

403

هزار و يك كلمه (فارسى)

3 - بمعنى افعل آيد چون عافاك اللّه ، أى اعفاك اللّه . 4 - به معنى فعّل باب تفعيل آيد ، يعنى براى تكثير آيد چون « ضاعفت الشيء » كه به معنى ضعّفته است يعنى چند برابرش كردم و زياد نمودم ، و « ناعمه اللّه - أي نعّمه » ، يعنى زياد كرده است نعمت را بر او . 5 - به معنى چيزى را صاحب فعل گردانيدن آيد چون « راعنا سمعك » يعنى سمع خود را براى ما با رعايت قرار ده و بگردان - يعنى گفتار مرا گوش بده - ؛ و عاقبت فلانا ، يعنى او را صاحب عقوبت گردانيدم - يعنى شكنجه نمودم او را - ؛ و معنى سوم اين باب را مىشود در اين قسم مندرج كرد كه - عافاك اللّه - يعنى جعلك اللّه ذا عافية . تنبيه : اكثر افعالى كه به اين ابواب سه گانه نامبرده درآيد متعدّى باشد كما لا يخفى ؛ و چون مجرّد به يكى از اين ابواب ثلاثه درآيد يك حرف زياده شود . باب تفاعل نقل مجرّد به اين باب براى حصول معانى چند بود : 1 - اين باب غالبا براى اشتراك فاعليّت دو أمر يا بيشتر در اصل فعل آيد چون « تشارك زيد و عمرو في كذا » و « تشارك القوم في كذا » ؛ و مثل قول حضرت وصي إمام امير المؤمنين على عليه السلام : « تعايى أهله بصفة دابة » . و فرق اين باب با باب مفاعله اين است كه در اينجا مجموع بحسب صورت فاعل باشند و فقط تشارك دو امر يا بيشتر در اصل فعل مقصود است . و بعبارة أخرى در اينجا صرف نسبت فعل بمتشاركين در آن ، محطّ نظر و عنايت است بدون قصد وقوع اصل فعل از يكى بر ديگرى بخلاف باب مفاعله كه در آنجا يكى فاعل باشد و ديگرى مفعول ، و اگرچه اين معنى در بعضى از موارد باب تفاعل چون تضارب زيد و عمرو لازم آيد ولى مورد عنايت و قصد نيست چه هر لازمى مقصود نباشد .