حسن حسن زاده آملى
393
هزار و يك كلمه (فارسى)
تبصره : چنان كه حروف اصلى از زائد به ميزان شناخته مىشود همچنين تقديم و تأخير حروف اصلى از يكديگر به آن ارائه داده مىشود . و بعبارت ديگر اگر حروف اصل كلمهاى قلب مكانى شدهاند ميزان آن نيز به همان ترتيب مقلوب آورده مىشود . مثلا جمع « دار » در اصل « ادور » است چون فلس و أفلس ، سپس و او را جوازا تبديل به همزه كردهاند و آن را بر دال مقدّم آوردند « اءدر » شده است ؛ و به قاعده اعلال اجتماع دو همزه متجاور در يك كلمه : اگر همزه دوم ساكن است ، همزه نخستين يا مفتوح است و يا مضموم است و يا مكسور ؛ پس اگر اولى مفتوح است همزه دوم قلب به الف مىشود مانند « آمن » فعل ماضى معلوم از باب افعال ؛ و اگر اولى مضموم دومى قلب به واو مىشود مانند « أومن » فعل ماضى مجهول از همان باب ؛ و اگر اولى مكسور باشد دومى قلب به ياء مىشود مانند « إيمان » مصدر همان باب ، همزه دوم « اءدر » تبديل به الف گرديد « آدر » شد بر وزن « اعفل » كه در وزن ، عين برفا مقدّم شد چون واو بر دال در اصل كلمه مقدّم گرديد . و نيز « حادى » وزن آن عالف است زيرا در اصل واحد بود ، قلب مكانى شد « حادو » گرديد ، سپس واو واقع در طرف تبديل به ياء شد « حادي » گرديد . و همچنين « ناء يناء » وزن آن « فلع يفلع » است ، زيرا كه اصل آن « نأى » است كه ياء بر همزه مقدّم شده است . و امثال اين گونه كلمات مقلوب در لغات عرب بسيار است . قوله سبحانه : أفمن أسّس بنيانه على تقوى من اللّه و رضوان خير أم مّن أسّس بنيانه على شفا جرف هار فانهار به فى نار جهنم . . . ( قرآن كريم - سوره توبه - آيه 109 ) . « هار » و « انهار » هر دو از « ه و ر » مشتقاند . اسم فاعل « هور » ، « هاور » است مثل قول و قاول ، هاور به هارو مقلوب شده است ، واو در طرف افتاد و قلب به ياء شده است هاري شده است ، ضمّه بريا ثقيل است ساقط شده است سپس التقاء