حسن حسن زاده آملى

332

هزار و يك كلمه (فارسى)

صبح مىرسانيد . يكى با او گفت : اى اويس چون طاقت طاعت دارى كه شبهاى بدين درازى بر يك حال مىگذرانى ؟ گفت : كجاست شب دراز ؟ ! كاشكى از ازل تا ابد يك شب بودى تا به يك سجود به آخر بردمى و در آن ناله‌هاى زار و گريه‌هاى بيشمار كردمى . . . . ( ط 1 ، رحلى ، ص 120 ) . اصل 44 اصل ديگرى كه از مطالب گذشته به دست مىآيد اين است كه انسان آن است كه خليفة الله است يعنى متخلق به اخلاق الهى است ، و گرنه همان جانور گوياست كه منطقى در تعريف آن گويد : انسان حيوان ناطق است ، در اينجا شايسته است كلمه‌اى از كتاب هزار و يك كلمه را اهدا كنيم و آن اين كه : آدم آنست كه خليفة اللّه باشد ، خداوند سبحان در قرآن آدم را خليفه خود خوانده است : وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً . . . ( بقره ، آيه 30 ) . خليفه آن است كه به صفات مستخلف ، متّصف باشد . در فصل سوم از فصول تمهيد جملى از كتاب مصباح الأنس ( ط 1 ، رحلى چاپ سنگى ، ص 8 ) نيكو بيانى در اين موضوع گفته شده است كه : « انّ للانسان أن يجمع بين الأخذ الأتم عن الله ( تعالى ) بواسطة العقول و النفوس بموجب حكم امكانه الباقى ، و بين الأخذ عن اللّه ( تعالى ) بلا واسطة به حكم وجوبه فيحلّ المقام الانسانية الحقيقية التى فوق الخلافة الكبرى . و نيز در اصل شانزدهم از فصل اول از باب كشف سرّ كلى مصباح مذكور گويد ( ط 1 ، ص 223 ) : « اعظم شروط الخلافة هو العلم بجميع المراتب و بأهليها و حقوقهم و احكامهم لأن الخلافة توسط يقتضى الأخذ من المستخلف و اعطاء المستخلف عليهم فمهمالم يعلمهم لم يعط الخلافة حقّها . . . » تا اين كه گويد : « انّ هذا العلم من خصائص الخليفة الذى من شرطه أن يكون على صورة مستخلفه . . . » ( ط 1 ، ص 224 ، س 23 ) . به نقل چند سطرى از دست خط مبارك استاد اعظم حضرت علامه ذو الفنون شعرانى تبرّك مىجوييم : « از قصّه آدم فوائد بسيار به دست آيد : خداوند پس از تعليم توحيد