حسن حسن زاده آملى
311
هزار و يك كلمه (فارسى)
اصل 31 اصلى ديگر كه از مسائل گذشته بدست مىآيد اين كه استعمال قوه خيال در حال توجّه كه صور خياليّه در آن متمثّل مىشود و مثال مقيّد است ، مقدّمه است براى وصول و عروج به اصل آن كه خيال منفصل و مثال مطلق در عالم ارواح است . اعنى سالك را بايد همّت عالى براى اعتلاى به مقام فوق تمثّلات باشد ؛ و دستور عمده اين است كه مقام عنديت را تقويت كند و حضور و مراقبت را به كمال رساند و به شهود توحيد صمدى حقيقى رسيده باشد . و همچنين از مثال مطلق ، توجّه كلّى قلبى به عالم علوى كه عالم عقول مفارقه است بنمايد ؛ زيرا عوالم در طول يكديگرند ، و هر دانى مثال و رقيقت عالى است ، و هر عالى معنى و حقيقت دانى است ، و تو اگر مثالى هستى در مثال مىبينى ، و اگر عقلى شدى در عقل مىبينى فافهم . چو باشد عالم دانى مثال عالم عالى * همى دانى كه هر چيزى براى اوست مخزنها پس اى عزيز ، وقتى كه عارف به حقايق صورتى را مشاهده كند و يا كلامى را بشنود و يا معنيى از معانى در دل او واقع شود ، استدلال مىكند از آن به مبادى آن ، و مراد حق ( تعالى ) را از آن مىداند . و از اينجاست كه مىگويند هر چه در عالم حادث مىشود رسل حق ( تعالى ) به بنده است كه پيغام حق را به بنده مىرساند ، مىداند آن كس كه مىداند ، و اعراض مىكند از آنچه كه مقصود از آن صورت است آن كس كه نمىداند ، چنان كه حق ( سبحانه و تعالى ) مىفرمايد : وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ ( يوسف ، آيه 106 ) . تبصره : در پيرامون اين اصل و اصل بيست و نهم بدين عبارت علامه قيصرى در شرح فص شعيبى فصوص الحكم التفات بفرماييد : الحضرة الخيالية هي القوة التى فيها تظهر الصور الخيالية ، و استعمالها انما يكون بالتجرّد التام و التوجه الكلّى بالقلب إلى العالم العلوى من غير اتباع العقل و استعمال للمفكّرة ؛