حسن حسن زاده آملى
300
هزار و يك كلمه (فارسى)
لذات و آلام نفس در اين نشأه از مقوله انفعال ، و در نشأه آخرت از مقوله فعلاند . عين شصت و پنجم عيون ياد شده و شرح آن در بيان اين اصل است . ( ط 1 ، ص 811 ) ؛ و نيز به نكته 923 هزار و يك نكته رجوع بفرماييد . اصل 23 و ديگر از آن اصول مستفاد از احوال مذكور اين كه موت در حقيقت مفارقت نفس از غير خودش است . عين پنجاه و دوم عيون نامبرده و شرح آن در بيان اين اصل است . ( ط 1 ، ص 659 ) . اصل 24 و ديگر از آن اصول اين كه از وقايع مذكور تجرّد نفس ناطقه به تجرّد عقلانى ، و بخصوص تجرّد برزخى آن كه در مقام خيال نفس و مثال متّصل است ، دانسته مىشود . بلكه فوق تجرّد بودن نفس نيز دانسته مىشود چه اين كه نفس ناطقه انسانى علاوه بر عارى بودنش از ماده و احكام آن ، مجرد از ماهيت نيز هست كه او را حدّ يقف نيست . در غزلى گفتهام : ( ص 401 ديوان ، ط 2 ) . روح آدم اگر از فوق طبيعت نبود * پس چرا از همه احكام طبيعت بدر است و در غزلى ديگر گفتهام : ( ص 32 ، ط 2 ديوان ) . نفس را فوق تجرّد بود از امراله * واحد است ارچه نه آن واحد كمّ عدديست اگر نفس انسانى را مرتبه فوق تجرد نبود يعنى مجرد از ماهيت نبوده باشد چگونه مظهر كامل حق تواند بود و او را اين همه تجليات و تطوّرات و تشئّنات گوناگون لا تعد و لا تحصى بوده باشد ؟ چنان كه اگر حق تعالى وجود صمدى حقيقى مجرد از ماهيت نباشد او را اين همه تجليات فوق إحصاء در مظاهر و مجالى غير متناهى نمىشود بوده باشد ، فافهم .