حسن حسن زاده آملى
289
هزار و يك كلمه (فارسى)
اصل 12 و ديگر از آن اصول كه اهميّت بسزا دارد اين كه قوه خيال بر تصوير و محاكات معانى سرشته شده است - يعنى كار خيال اين است كه در سير نزولى معانى را صورت و شكل مىدهد ؛ چنان كه قوه باصره بر ديدن سرشته شده است و قوه سامعه بر شنيدن و همچنين قواى ديگر ظاهر و باطن كه هر يك بر كارى سرشته است . قوه باصره كه در دستگاه چشم تعبيه شده است ، بشر مانند آن را به نام دوربين عكاسى اختراع كرده است كه اجسام و اشباح را تصوير مىكند ، و لكن بدان حدّ نرسيده است كه صنعتى اختراع كند تا معانى را صورت دهد . تمثلاتى كه در صقع نفس انسانى تحقق مىيابد چه در خواب و چه در بيدارى ، همه آنها به قوه مانى خيال است ؛ بلكه قوه خيال چيره دست . چنان معنى به صورت مىكشاند * كه صد مانى در او حيران بماند و بدان كه هر چه مراقبت و حضور عند اللّه كاملتر باشد ، و مزاج انسانى به اعتدال ممكن نزديكتر باشد ، و قوه خيال و دستگاه وى قويتر و صحيحتر باشد ، تمثلات در لوح نفس صافيتر و سالمتر است . استادم علامه طباطبائى ( قدس سره ) در خلوتى به من فرمود : « آقا هر روز كه مراقبتم قويتر است ، در شب تمثّلاتم صافيتر است . » قوه متخيله كه قوى و در انقياد و اطاعت قوه عاقله باشد ، مدركات قوه عقليه را به خوبى و درستى حكايت مىكند ؛ پس اگر مدركات قوه عقليه ، ذوات مجرده كه عقول مفارقهاند بوده باشند ، قوه متخيله آنها را به صور اشخاص انسان كه افضل انواع محسوسات جوهريهاند در كمال حسن و بها درآورد . و اگر آن مدركات معانى مجرده و احكام كليهاند به صور الفاظ كه به تعبيرى قوالب معانى مجردهاند در اسلوبى شيوا و شيرين درآورد . و پس از آن هر دو گونه صور ياد شده را به حس مشترك دهد به گونهاى كه آن صور ذوات مدرك به حسّ بصر گردند ، و اين صور الفاظ مدرك به حس سمع گردند ، و چنان مشاهده شود كه