حسن حسن زاده آملى

284

هزار و يك كلمه (فارسى)

كه در بهشت خواب باشد ؟ آن حضرت فرمود : نه ؛ زيرا كه خواب برادر مرگ است كه « النوم أخ الموت » و در بهشت مرگ نباشد » . فافهم و تدبّر ترشد إن شاء الله ( تعالى شأنه ) . اصل 6 و ديگر از آن اصول اين كه سير قهقرى كه ضدّ حركت جوهرى است ، در نظام تكامل وجودى محال است ، لاجرم در عروج نفس ناطقه انسانى و رويداد انكشافات و القاءات سبّوحى ، و تعبير به بازگشت آن به بدن طبيعى بايد دقّت نظر داشت ؛ و براى رسيدن به سرّ كريمه اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ( سوره زمر ، آيه 44 ) ، و نظاير آن از آيات و اخبار تلطيف سرّ و تفكر شايان بايد نمود . كتاب ما گشتى در حركت را در اين مقام اهميت بسزاست . اصل 7 اصل ديگر اين كه تمثل ملكات به صور مناسب بدانها در صقع نفس ناطقه را تعبير به تجسّم اعمال نموده‌اند ، پس به حكم اصول سالفه به خصوص اصل ششم ، جسم مأخوذ در تجسم اعمال ، جسم طبيعى نيست ، بلكه جسم دهرى مناسب با عالم ماوراى طبيعت است فافهم . قصيده عائره ينبوع الحيات در اين معنى گويد : تجسّم الأعمال بمعنى التمثّل * تمثّلها كان تصوّر صورة فجسم هنا ليس بمعناه العنصري * بل الجسم دهريّ فخذه كدرّه اصل 8 و ديگر از آن اصول اين كه به موازين قويم برهان و عرفان معاضد به صريح آيات قرآنى و روايات اهل بيت عصمت كه تفسير انفسى قرآن كريم‌اند ، عالم