حسن حسن زاده آملى

265

هزار و يك كلمه (فارسى)

شده است ، و لكن اين امور تيره و آميخته با الوان و احوال و تعلّقات و خار و خاشاك عالم ناسوت طبيعت بود ، و انتقال و حركت روح هم بسيار كند و سنگين بوده است ، و مدّتش نيز كم بوده است ؛ فهميدم كه مراقبت كامل و تامّ نيست ، و بكلّى قطع علاقه از كدورات دنياوى دست نداده است . غلام همّت آنم كه زير چرخ كبود * زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است اى عزيز ، مهمترين ذكر مراقبت است كه مقام عنديّت است و مصاحبت با حق ( تعالى ) همنشين از همنشين خو مىگيرد و بدان شناخته مىشود ، و به قول فصيح لبيد بن ربيعه صحابى : « و المرء يصلحه القرين الصالح » . واقعه 14 به دستور حضرت استادم علامه آقا سيد محمد حسين طباطبايى ( رضوان اللّه تعالى عليه ) از اول ماه ذى القعده تا دهم ذى الحجه 1389 ه ق ، در اربعين كليمى بودم وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً . . . ( سوره اعراف ، آيه 142 ) ؛ در اوائل ماه ذى الحجه مذكور به توجه نشسته بودم ، انتقالى روى آورد تا در كنار نهرى گذارم افتاد ، درخت انجيرى در كنار آن نهر بود و انجير بسيار داشت ، دو دانه از انجير آن درخت را خورده‌ام وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ ؛ و در شبهاى ديگر هم كم و بيش حشر با افرادى بود ، و گاهى سؤال و جواب هم پيش مىآمد . تبصره : در بيان و تفسير كريمه ياد شده و اربعين كليمى به شرح عين 28 و 47 سرح العيون في شرح العيون رجوع شود . ( ط 1 ، ص 423 و 585 ) . دستور : شبى در قم در معيّت حضرت استاد علامه آقا سيد محمد حسين طباطبايى ( روحى فداه ) به سوى منزل آن جناب كه بيت المعمور اين كمترين بوده است مىرفتيم ، در اثناى راه به من فرمود قبل از آن كه به توجّه بنشينى : « سوره مباركه و الضّحى ، و الم نشرح را بخوان كه براى انتقال ، و صفاى باطن ، و رؤياى صالحه در حال توجّه بسيار مفيد است » .