حسن حسن زاده آملى

259

هزار و يك كلمه (فارسى)

همت و فرمان خود نشيب و فراز دارم ، و بسيار خداى متعالى را به پيغمبر خاتم و همه انبيا قسم مىدادم كه كشف حقايقى برايم دست دهد ، در همين حال به خود آمدم . آن محبوس بودن چند دقيقه بسيار در من اثر بد گذاشت به گونه‌اى كه بدنم خسته و كوفته شد و سرم و شانه‌هايم همه سخت درد گرفت ، و قلبم به شدّت مىزد ، اى عزيز اين نكته 320 ، از كتابم هزار و يك نكته را جدّا حلقه گوش خود قرار ده ، و آن اين كه : يكى از اهل ولاء كه با هم موالات داشتيم در مراقبتى به لقاء « من رآنى فى المنام فقد رآنى ؛ فإنّ الشيطان لا يتمثل بى » ( بحار ، ط كمپانى ، ج 14 ، ص 55 ) تشرف حاصل كرده است ، از آن جناب صلّى اللّه عليه و آله ذكر خواست ، حضرت فرمود « من به شما ذكر سكوت مىدهم . » واقعه 7 وقتى حضرت استادم علامه آقا سيد محمّد حسين طباطبائى صاحب تفسير عظيم الميزان ( رضوان اللّه عليه ) از من پرسيدند كه آيا تمثّل بىصورت يعنى كشف بىمثال هم به شما دست مىدهد و روى مىآورد ؟ عرض كردم آنچه را كه مشاهده مىكنم همه با مثال‌اند . و گاهى عظمت نظام هستى آنچنان مرا مىگيرد و مضطربم مىنمايم كه اگر خودم را از آن حال انصراف ندهم ، جان از بدنم مفارقت مىكند . آن جناب فرمود : « همين معنى كشف بلاصورت و مثال است ، و از اين كه خودت را انصراف مىدهى كارى خوب و محبوب و مطلوب است تا كم‌كم به عالم ماوراى مادّه و فوق آن انس بگيرى » . راقم گويد : آنگاه كه سالك ، مجذوب عظموت و جلال و جبروت وجود مطلق و كبريائى نظام احسن آن مىشود ، از آن حالت تعبير به كشف بىصورت و بىمثال مىشود . بند نوزدهم دفتر دل در اين مقام كه بيان تجلّيات مىكند شيرين‌تر از قند