حسن حسن زاده آملى
257
هزار و يك كلمه (فارسى)
نفس جحيمى مطلبى ديگر است به گونهاى كه مطلب نخستين سبب اذيت و آزار مدركش نباشد بلكه موجب علم ابتهاجى و شهود انبساطى او گردد ، بخلاف مطلب دومين كه سبب عذاب اليم است فتبصّر . در ديوانم آمده است : وارداتى كه به دل مىرسد از ممكن غيب * اربود همنفسى بو كه كنم اظهارش واقعه 5 در صبح دوشنبه 21 / ع 2 / سنه 1389 ه ق بعد از نماز صبح در حال توجه نشسته بودم در اين بار واقعهاى بسيار شيرين و شگفت روى آورده است كه به كلى از بدن طبيعى بى خبر بودم ، و مىبينم كه خودم را مانند پرندهاى كه در هوا پرواز مىكند ، به فرمان و اراده و همت خودم به هر جا كه مىخواهم مىبرم . تقريبا به هيأت انسان نشسته قرار گرفته بودم و رويم به سوى آسمان بود و به اين طرف و آن طرف نگاه مىكردم گاهى هم به سوى زمين نظر مىكردم ، در اثناى سير مىبينم كه درختى در مسير در پيش روى من است خودم را بالا مىكشيدم يا از كنار آن عبور مىكردم - اعنى خودم را فرمان مىدادم كه اين طرف برو ، يا آن طرف برو ، يا كمى بالاتر يا پايينتر بدون اين كه با پايم حركت كنم بلكه تا اراده من تعلق به طرفى مىگرفت بدنم در اختيار ارادهام به همان سمت مىرفت . وقتى به سوى مشرق نگاه كردم ديدم آفتاب است كه از دور از لاى درختان پيداست ، و فضا هم بسيار صاف بود ، تا از آن حالت بدر آمدم ، و خيلى از توجه اين بار لذّت بردم . در اوايل كه به توجّه مىنشستم خيلى دير حالت انتقال دست مىداد ، و چه بسيار كه در حدود يك ساعت و بيشتر به توجّه مىنشستم و لكن ارتباط و انتقال و خلع حاصل نمىشد ، و در اين اوان به فضل الهى كه به توجه مىنشينم زود منتقل مىشوم . الحمد الله رب العالمين . پوشيده نماند كه هر چه مراقبت قوىتر باشد ، اثر حال توجه بيشتر و لذيذتر و اوضاع و احوالى كه پيش مىآيد صافىتر است .