حسن حسن زاده آملى
236
هزار و يك كلمه (فارسى)
و خلاصه استدلال اين است كه تمام موجودات عالم متحركند يعنى ناقصند و طالب كمال ، و محرّك آنها كه دهنده كمال است به آنها بايد جامع تمام كمالات و غير متحرّك باشد و آن خداست ، يا بطور علت فاعليه يا علت غائيه كه موجودات عالم را به سوى خود جذب مىكند . مرا در اين باب نظريات دقيقى است كه ذكر آن از حوصله اين مختصر خارج است . به عقيده دكارت در اجسام غير امتداد هيچ نيست نه طبيعت و نه صورت نوعيه كه مبدء حركت باشد و به اصطلاح آنها جسم در حال اينرسى ( inertie ) است كه تا عامل خارجى در آن تأثير نكند او خود قادر به تغيير حال خود نيست . بنابراين حركت در او از طرف قواى غير جسمانى ماوراء الطبيعه يعنى خدا ايجاد شده است . نقصان اين دليل اين است كه فقط وجود خدا را ثابت مىكند براى حركت دادن موجود ناقص به طرف كمال ، نه براى ايجاد آن از عدم . و بايد به مقدمه ديگر دليل را تمام نمود كه اين اجسام مركبند پس خود واجب الوجود نيستند ؛ چون واجب مركب نمىتواند بود . دليل ششم از نظم عالم و اتقان صنع اين دليل را Argument Teleologique يا par les causes finales [ گويند ] يعنى از طريق غرض و غايت [ و ] بين تمام طوائف مشهور است چون ما در جزئيات و اجزاء عالم كه ملاحظه مىكنيم مىبينيم هر يك براى مقصودى و غرضى ايجاد شده چنان كه معلوم مىشود موجد آن از روى علم و اراده آن را خلق كرده ، و هر چه علوم ترقى كند و بيشتر در اجزاء كون دقت شود عنايت خالق بيشتر معلوم مىگردد . ابو العتاهيه گويد : و فى كل شىء له آية * تدل على أنّه واحد و اين شعر از ولتر است : L'universm' embarasse et je ne puis songer Que cette horloge exist et n'ait point d'horloger