حسن حسن زاده آملى
224
هزار و يك كلمه (فارسى)
يعنى در مرتعى كه مىتواند پنج گاو چرا كند اگر صد گاو موجود باشد البته تمام آنها باقى نخواهند ماند و اگر در منازعه تمام تلف نشوند پنج گاو باقى مىماند ؛ ولى اين دليل نمىشود كه نوع گاو مبدل به نوع ديگرى خواهد شد . يا اگر گاو و گوسفند در اين مزرعه رها كنند و فرض كنيم كه گاوان مانع چراى گوسفندان شوند نتيجه اين مىشود كه گوسفندها بميرند و گاوها جاى آنها را بگيرند ، نه آن كه نوع گوسفند تحول به نوع گاو پيدا كند . اما ارثى شدن صفات عارضه صحيح نيست ؛ زيرا كه به تجربه براى ما معلوم شده كه وقتى باغبانها در پرورش گل و نباتات مواظبت نكنند دومرتبه به حال اول برگشته برى مىشوند . پس طبيعت مواليد تمايل به ثبات دارد نه به تحول . و نيز از اشخاص صحيح الخلقه ناقص متولد مىشود و بالعكس . و ديگر اين كه ختنه بعد از ساليان بسيار در اطفال مسلمين و يهود ارثى نشده است . و از قرائن عدم تحول آن است كه صورت حيوانات كه در خرابههاى مصر و بابل روى سنگ و غيره كردهاند بعينه مانند حيوانات امروزى است ، حتى حيوانات اهلى كه به قول داروين بيشتر در معرض تحول هستند از حيوانات وحشى . و نيز ارسطو و امثال او صفات حيوانات را موافق با زمان ما ثبت كردهاند و اگر بالفرض ثبات اوصاف آنها ثابت نشود تحول آن نيز ثابت نيست و مطلب مشكوك مىماند . و از سخنان عجيبى كه بعضى اتباع وى گفتهاند آن است كه در اعماق زمين جمجمه يافت شده كه از سر بوزينه كاملتر و به جمجمه انسان نمىرسد ، به اين دليل مىگوييم انسان در اصل بوزينه بوده است و بعد از آن به صورت اين حيوان مجهول ، و بعد از آن به صورت انسان درآمده . اين دليل مثل آن است كه كسى در نتيجه حفارى كاسه و كوزه پيدا كند و احتمال دهد كوزه در اصل كاسه بوده و بعد از آن ليوانى بيابد و آن را قرينه صحت احتمال خود قرار دهد . سؤال ما اين است كه به چه دليل اين حيوانات جدا جدا و مستقلا خلقت نشدهاند ؟ و بعضى گفتهاند : آثار انسان در طبقات نزديك به سطح زمين و آثار حيوانات ناقصتر در اعماق دور تر پيدا شده ، پس ساير حيوانات زودتر موجود بوده و