حسن حسن زاده آملى

202

هزار و يك كلمه (فارسى)

را يك مآل است و استفاده از آن دو در اين موضوع ، به يك منوال است ، و هر يك از آن دو معاضد ديگرى است . رساله را به لمعه‌اى از لمعات خاتمه دهيم : اشتقاق عاشق و معشوق از عشق است و عشق در مقر عزّ خود ، از تعيّن منزّه است و در حريم عين خود ، از بطون و ظهور مقدّس . بلى بهر اظهار كمال از آن روى كه عين ذات خود است ، خود را در آينهء عاشقى و معشوقى بر خود عرضه كرد ، حسن خود را بر نظر خود جلوه داد ، از روى ناظرى و منظورى نام عاشقى و معشوقى پيدا شد ، نعت طالبى و مطلوبى ظاهر گشت . ظاهر را به باطن نمود ، آوازهء عاشقى برآمد ، باطن را به ظاهر بياراست ، نام معشوقى آشكارا شد . يك عين متفق كه جز او ذره‌اى نبود * چون گشت ظاهر اين همه اغيار آمده اى ظاهر تو عاشق و معشوق باطنت * معشوق را كه ديد طلبكار آمده عشق از روى معشوقى ، آينهء عاشق آمد تا در وى مطالعهء ذات خود كند و از روى عاشقى ، آينهء معشوقى ، تا در او اسماء و صفات خود بيند ، هر چند در ديدهء شهود يك مشهود بيش نيايد ، امّا چون يك روى به دو آينه نمايد ، هر آينه ، در هر آينهء روى ديگر پيدا آيد . و ما الوجه إلّا واحد غير أنّه * إذا أنت عدّدت المرايا تعدّدا غيرى چگونه روى نمايد چو هر چه هست * عين دگر يك است پديدار آمده اين رساله ، در بيان اقسام فاعل ، در حلقهء تدريس دروس توحيدى تنى چند از طالبان كمال در آمل ، به عون و مشيت ملك متعال ، به رشتهء تحرير درآمده است . دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . قم - حسن حسن‌زاده آملى 13 رجب 1394 ه ق 11 مرداد 1353 ه ش