حسن حسن زاده آملى
465
هزار و يك كلمه (فارسى)
پس از آن طبقه زمين آميخته با چيزهاى ديگر كه كانيها و رستنيها و جانوران از آن پديد مىآيند . پس از آن طبقه آب است . پس از آن طبقه هواى مجاور زمين در ربع شمالى ، و مجاور آب در سه ربع ديگر . پس از آن طبقه زمهرير ، كه به سبب مخالطت هوا با ابخره و بالا نرفتن انعكاس اشعه بدانها ، سرد است . - يعنى اشعهء شمس كه به زمين رسيدهاند شكسته مىشوند و منعكس مىگردند و به سوى بالا روى مىآورند ، لاجرم در سطح زمين زوايايى از انكسار و انعكاس اشعهء خورشيد پديد مىآيند ، بدين سبب هواى ميان اين زوايا كه مجاور سطح ارض است گرم مىگردد ، بويژه اگر شمس بر سمت رأس و يا قريب بدان بوده باشد كه مستقيم مىتابد ؛ چه اگر از سمت رأس دور باشد مايل مىتابد ، و زواياى پديد آمده در سطح ارض از انكسار و انعكاس اشعه وى بدان حدّت در صورت انكسار به استقامت نمىباشند . شكل 20 نمودى از انعكاس اشعهء شمس در سطح ارض و حدوث زواياى انكسار اشعه است - . اين طبقه زمهرير ، منشأ پيدايش ابرها و رعد و برق و صاعقههاست . ( شكل شمارهء 20 ) پس از آن طبقه هواى غالب بر نار است كه قريب به هواى خالص است . پس از آن طبقه دخانى است كه دودهاى برخاسته از زمين در آنجا متلاشى مىشوند و مضمحل مىگردند و بسان ستارههاى دنبالهدار و نيزكها و عمودها و مانند آنها متكوّن مىشوند - نيازك به تعريب جمع نيزك است ، و نيزك واژهء پارسى