حسن حسن زاده آملى

42

هزار و يك كلمه (فارسى)

دليل مذكور دانسته مىشود كه جسم جامد به حركت جوهرى ، در تحت تدبير متفرد به جبروت ، نطفه و علقه و مضغه مىشود و به مقام خيال و عقل مجرد مىرسد و روحانى مىشود و با عقل فعّال كه روح القدس است مىپيوندد . و بعبارة اخرى نفس به سبب تبدّلات ذاتى جوهرى بر سبيل اتصال و استمرار از مقام طبع به اعتلا و ارتقاى وجوديش به وحدت حقّه حقيقيه ظلّيه مىرسد و كون جامع مىشود فتدبّر جدّا و جيّدا : « بالحركة تخرج كمالات النفوس من القوة الى الفعل » ( اسفار ، ج 4 ، ط 1 ، ص 61 ، س 18 ، فصل 6 فن 5 ، كتاب نفس ) ؛ « حكمة الصانع في الإنسان أنّه كثف اللطيف و لطّف الكثيف » ( اسفار ، ط 1 ، ج 3 ، ص 131 . بدان كه كتاب‌هاى ما : دروس اتحاد عاقل به معقول ، و انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه ، و عيون مسائل النفس و شرح آن سرح العيون في شرح العيون و به ويژه عين نهم و شرح آن را در شرح و بيان اين دليل و رفع بعضى از شبهات و ايرادات اهميّت بسزاست . تبصره 2 : ممكن است كه اين برهان را با برهان پنجم اين رساله كه برهان حركت تكاملى طبايع است وفق داد و درهم ادغام كرد ، و لكن هر يك را جداگانه در اثبات حركت در جوهر وجهى خاص است فتدبّر . تبصره 3 : در ذيل بيان برهان پنجم از جناب شيخ رئيس ( رضوان اللّه تعالى عليه ) كلامى كامل نقل كرده‌ايم كه فرمود : « كمال العالم الكونى أن يحدث منه انسان . . . » جاى تعجّب است كه چگونه آن بزرگوار با چنين حكم حكيم ، به حركت در جوهر و جسمانية الحدوث بودن نفس مستبصر نشده است با اين كه سرانجام به اتّحاد عاقل به معقول اذعان و اعتراف نمود و حال اين كه آن را سخت انكار و استنكاف داشت ، به تفصيلى كه در عيون مسائل نفس و شرح آن ، و به خصوص در دروس اتحاد عاقل به معقول تقرير و تحرير نموده‌ايم . تبصره 4 : جسمانية الحدوث بودن نفس ، خود يكى از براهين حركت در جوهر طبيعى است كه تقرير و تحرير آن به تفصيل در پيش است .