حسن حسن زاده آملى
397
هزار و يك كلمه (فارسى)
و به همين نظر در هيئت مجسمه همهء ثوابت را در يك فلك مجسّم فرض كردهاند كه در هيئت مجسمه بدان كفايت است . و براى عدم لزوم خلاء ، جرم كوكب را در فلك چون نگين در انگشترى نشاندهاند ؛ و افلاك را گرد يكديگر در آمده مانند تويهاى پياز چنان كه در ميان هيچ خالى نباشد - يعنى سطح مقعّر هر يك مماسّ سطح محدّب فلك ديگر كه در جوف اوست مىباشد - تعبير كردهاند چنان كه خواجه طوسى در زبده و ملّا على قوشچى در فارسى هيئت تعبير كردهاند و ديگرى گفته است : « كوكب در فلك مغرق است به هيأت دانههاى تسبيح نقرهكوب شده » . و از اين گونه تعبيرات را ديگران نيز دربارهء افلاك متمم يكديگر دارند كه به علّت خوف اطاله از تعرض بدانها اعراض نمودهايم . و اين گونه تشكيل هيئت مجسمه بهترين صورتى است كه در مقام سهولت تعليم و تنظيم حركات كواكب نسبت به كره ارض تصوير فرمودهاند . و بعد از آنكه از تصور مبادى حركات - اعنى فرض افلاك مجسمه - نحوهء حركات كواكب به دست آمده است همانگونه كه دانشمندان هيوى بالاتفاق فرمودهاند ، به مجرد مدارات و دوائر اكتفا مىشود بدان نحو كه در آغاز اين وجيزه گفته آمد . چه خوب است كه در همه مدارس همين روش پسنديده را در تعليم و تعلّم علم شريف هيئت پيش بگيرند كه در تفهيم مسائل هيوى حقا دخلى بسزا دارد . پوشيده نماند كه بعد از فراغ از هيئت مجسّمه ، چون به مجرّد افلاك رياضى اكتفا شود ، معلوم مىگردد كه به حكم اوج و حضيض داشتن كوكب به نسبت با مركز زمين ، مدار آن كوكب نسبت با زمين متشابه بيضى خواهد بود . و ديگر اينكه در هيئت مجسّمه ، تشبيه افلاك گرد يكديگر در آمده به تويهاى پياز جهت اتصال آنها به يكديگر ، و عدم لزوم خلأ ، نظير تشبيه وحدت عالم جمع ، و كثرت عالم فرق ، و ارتباط آن دو نزولا و صعودا با هم ، در حكمت الهيه است به مخروط كه برخى عالم جمع را به رأس مخروط ، و عالم كثرت را به قاعدهء مخروط تنظير كرده است ، و بعضى به عكس آن . عكس بدين لحاظ كه ماوراى طبيعت اوسع از عالم طبيعت است . و اول بدين نظر كه عالم باطن متن