حسن حسن زاده آملى
359
هزار و يك كلمه (فارسى)
سوزن و عقربه مغناطيسى است كه بر شكلى معيّن دراز كه وسط آن بر محورى سوار و استوار و بر سطح افقى متحرك است ، چون آن را به حال خود رها كنند بسوى شمال و جنوب مىايستد . و اگر او را از آن حالت برگردانند پس از چند بار آمد و شد به همان حالت طبيعى نخستين بسوى شمال و جنوب مىايستد . و اين خاصيتى ارزشمند است كه هركجا باشيم ما را بسوى شمال راهنمائى مىكند . و قطبنما بر اين اساس بنا نهاده شده است . پيشينيان بر اين عقيدت بودند كه ميل إبره مغناطيسى از جنوب به شمال است ، و لكن دريانورد شهير كريستف كلمب در سفر كشف آمريكا در سنه 1493 م خطاء آن عقيدت را آشكار كرد . إبره مغناطيسى بحسب بعد و قرب نسبت به قطبين تحوّل مىيابد ، و علماء به تحقيق درجات ميل آن را ( يعنى زاويه انحراف را ) به حساب آوردهاند چنان كه در برّ و بحر از ابره مغناطيسى هدايت مىشوند . پىيرروسو ( PierreRousseau ) فرانسوى در كتاب تاريخ صنايع و اختراعات ، ترجمهء آقاى حسن صفّارى گويد : دريانوردى در قرون وسطى و قطبنما - وقتى كه ساحل دريا از نظر محو مىشود ، مسلّما ديگر دريانوردى با وسايل تجربى حركت در امتداد ساحل امكانپذير نيست و بايد از روشهاى علمى استفاده كرد . تا اينكه گويد : اگر ملّاحان براى مسافرتهاى دوردست خود راهنماى بزرگ همچون قطبنما در دست نداشتند ، هرگز جرأت دور شدن از سواحل درياها را نمىكردهاند . با ذكر نام قطبنما بار ديگر با اختراعى مواجه مىشويم كه تا پيدايش مدارك مخالفى ، كشور چين مىتواند اولويت در اختراع آن را به خود منسوب سازد . چنان كه مشهور است حتى در زمان سلطنت سلسلهء تسن ( Tsin ) ( 419 - 265 ) در اين مملكت براى يافتن سمت جنوب از عقربهء مغناطيس در « ارابههاى مغناطيسى » استفاده كرده بودند . و آن عبارت از ارابهاى بود كه مجسمهء كوچكى بر آن قرار داشت كه مىتوانست در حول محور قائمى حركت كند و در داخل آن آهنربايى