حسن حسن زاده آملى

294

هزار و يك كلمه (فارسى)

ثابت مىكند صفات واجب عين ذات اوست . در اينكه مصدر امور مختلفه ، مختلف است از انسان افعال كثيره صادر مىشود و ليكن با ارادات مختلف به طورى كه هر فعل معلول يك اراده است و هكذا هر چيزى كه چند فعل از او صادر گردد البته به واسطهء خصوصيات مختلفى است كه بر وى طارى مىگردد و با هر خصوصيتى يك اقتضايى دارد به طورى كه ممكن نيست شىء واحد بدون آنكه هيچ در خصوصيتش تغيير حاصل شود يك‌دفعه يك فعل را انجام دهد و بدون جهت ، صدور آن فعل از او مقطوع گشته ، فعل ديگر از وى صادر گردد . اگر ديديم درخت نمو مىكند در بهار و در پاييز برگش مىريزد ، يقين مىكنيم علت نمو صرف وجود درخت و ريشه داشتن وى در زمين نيست بلكه جهتى ديگر دارد كه در بهار هست و در پاييز نيست . همچنين اگر موجودى در يك وقت داراى دو خاصيت باشد مثل اينكه جسم هم مكان مىخواهد و هم وزن دارد ؛ مكان خواستنش براى آن است كه داراى ابعاد ثلاثه است و وزن داشتن او براى اين نيست كه داراى سه بعد است بلكه براى آن است كه ماده‌اش مجذوب زمين است . پس اين دو خاصيت دو منشأ مختلف دارد . آثار مختلفه اگر از يك منشأ صادر شود بايد يقين نمود كه آنها در طول يكديگر واقعند ؛ يعنى اولا يك اثر از منشأ صادر گرديده و آن اثر موجب اثر ديگر شده است و هكذا مثلا از آتش حرارت ناشى مىشود و از حرارت آب بخار مىگردد و از بخار فشار پديد مىآيد و از فشار بخار ، ماشين حركت مىكند . پس تمام اينها از آتش ناشى شده است و ليكن به ترتيب ، و اگر اولا چهار اثر در عرض هم از آتش حاصل مىشد ، مىگفتيم در آتش چهار خصوصيت است كه هر يك مستلزم اثرى است . در صدور كثرت از واجب الوجود بعد از ملاحظهء مبحث سابق ، طبعا اين سؤال كرده مىشود كه واجب الوجود