حسن حسن زاده آملى

236

هزار و يك كلمه (فارسى)

در اطراف ، بسيار بهتر از قاب چلو و كاسه خورش ، و بويى بهتر از زعفران . حافظ گويد : رسيد موسم آن كز طرب چو نرگس مست * نهد به پاى قدح هر كه شش درم دارد يا گل لاله با آن رنگ وقتى روز بهار انسان صحن صحرا را تماشا مىكند سبزه‌ها و گلها كه گويى : زمين نطع شقايق‌پوش گشته * شقايق مهد مرزنگوش گشته حضرت عيسى عليه السّلام فرمود : نگاه كنيد اين گلها را كه حضرت سليمان بن داود با آن ملك و دولت چنين لباس با شكوه نپوشيده ( جلّت قدرته ) . خلاصه اينكه در ممكنات چهار قسم حركت است : اول : حركت مكان مانند حركت و تغيير مكان مسافران ؛ دوم : وضع ؛ سيم : حركت كمّى مانند نموّ درخت‌ها ؛ چهارم : كيف مانند زرد و سرخ شدن گلها ، و خوش طعم شدن انگور و خرما ، تمام اينها حركت است ؛ زيرا كه حركت به معنى تغيير حالت دادن است و حركت هر چيز در خور اوست . اكنون گوييم : حركت دربارهء حضرت حق جارى نيست ؛ يعنى در صفات لايق به خود او ، نه در مكان چون معلوم است او كه مكان ندارد حركت مكانى نكند ، و چون او رنگ و مزه ندارد حركت در آن ننمايد ، و چون مقدار و جسميت ندارد حركت در مقدار و نمو در او تصوّر نشود . بلكه حركت و تغيير حالت كه در او تصوّر شده و نفى فرموده حركت در صفات مختصّه مانند علم و قدرت و اراده و خلق است . يعنى نبايد گفت كه او علم نداشته و علم پيدا كرده است يا ما را نمىديده وقتى كه نبوديم الآن كه هستيم مىبيند يا صداى ما را - كه فعلا ما سخن مىگوييم نمىشنيده - اكنون مىشنود ، يا كسى را خلق نكرده اكنون خلق مىكند ، نه اينطور نيست كه اگر چنين بود تغييرات براى او بوده « عالم ، إذ لا معلوم ، خالق إذ