حسن حسن زاده آملى

228

هزار و يك كلمه (فارسى)

حديث ديگر از امام على النقى عليه السّلام وارد است و چون به اصطلاح اهل معقول است بايد فى الجمله اشاره‌اى به آن نمود ، و آن اين است كه انفكاك علّت از معلول جايز نيست « 1 » . و در حديث مشهور است : « أبى الله أن يجري الأمور إلّا بأسبابها » « 2 » ؛ يعنى مثلا علّت گرم شدن هواى تابستان نزديك شدن خورشيد است به سمت الرأس ، هر وقت نزديك شد گرم مىشود ، و ممكن نيست يك سال تابستان در برج جدى و دلو و حوت واقع شود ، و زمستان در برج سرطان و اسد و سنبله . و يا خداوند قرار داده است كه روزى مردم از راه كشتن و درو كردن و آبيارى و پروردن زراعت و معاونت ابر و باران حاصل شود ، گرچه مىتوانست از اوّل گندم را سال به سال خلق كند . و ليكن اينطور نكرده و اينها را به اسباب و علل به انجام مىرساند به طورى كه اگر يك سال در يكى از اسباب قصور و نقصانى حاصل شود مثل اينكه باران كم ببارد يا شته و زنگ و سن مانع رشد زرع شود مردم به بلاى قحط مبتلا مىگردند . و همچنين شفاى امراض بدن را به مراجعت به طبيب حاذق محوّل نموده كه اگر شخص مريض در مراجعه اندك تهاونى روا دارد در قتل نفس و اولاد خود كوشش نموده باشد . و رفع تب را در گنه‌گنه قرار داده ، يا رفع مرض ديگر را در شربت بنفشه ، و دواى ضعف قلب گل‌گاوزبان ، به طورى كه فرموده پيغمبر اكرم و نبى مكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه خداوند هيچ دردى نيافريده مگر براى او دوايى خلق نموده مگر سام . « 3 » اگر شخص تشنه آب نخورد به اين گمان كه خدا قادر است بىآب مرا سير كند خطا كرده ، يا انگشت در دهان مار كند به اين غرور كه اختيار زدن با مار نيست اشتباه نموده ؛ زيرا كه خداوند اين علت قاتله و زهر مهلك را سبب موت قرار داده خواهى نخواهى گزيده شده مىميرد . اراده خدا همان وقت به كشتن اين بيچاره تعلق گرفت كه زهر در بن دندان مار آفريد ، و همان وقت تشنگى تو را اراده فرمود كه رفع آن را در آب قرار داد و نخوردى .

--> ( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 97 ، باب في إبطال الرؤية ، ح 4 . ( 2 ) - بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 90 ، 168 . ( 3 ) - بحار الأنوار ، ج 62 ، ص 65 .