حسن حسن زاده آملى

207

هزار و يك كلمه (فارسى)

نكند ، و لا بد اين ممكنات را هر دو « 1 » مىبينند خوب است ، يك خورشيد اين خلق مىكند ، يكى آن يكى ؛ يك آسمان اين ، يكى آن ؛ يك ماه اين ، يكى آن ؛ يك پيغمبر اين مىفرستد يكى آن . اين تخمى كه شما مىكاريد يك درخت اين سبز بكند يكى آن ، از يك گندم يك شكوفه اين خلق كند يكى آن . در شكم زن يك پسر اين خلق كند يكى آن . اگر هر دو خدا هستند بايد هر دو كار كنند ، و اگر يكى كار كند و ديگرى نكند پس ديگرى خدا نيست . در اين صورت نزاع و فساد در عالم برخاسته مىشود ؛ زيرا كه آسمان يك خورشيد لازم دارد و ديگرى مضرّ است و يك تخم يك درخت را طاقت دارد ، و رحم زن يك طفل طاقت دارد اگر دوتا طاقت داشت هر خدايى بايد دوتا خلق كند ، آن وقت چهار بچه مىشد ، و نزاع موجب فساد است يعنى در شكم مادرى كه دو بچه ممكن است موجود شود چهار بچه موجود گردد ، و آن محل قابل نيست يا هر دو فاسد مىشوند و بزرگ نمىشوند و به حدّ كمال نمىرسند آن وقت هر دو مخلوق هر دو خدا فاسد و باطل است يا يكى را رحم تربيت مىكند و به اصطلاح زور يك خدا غالب مىشود و اين ديگرى را از بين مىبرد . چنان كه مىفرمايد : إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ « 2 » يعنى هر كدام از اين خداها خلق خود را مىبرند و هلاك مىكنند و فاسد مىگردانند وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ « 3 » يعنى بعض بر بعض غالب مىشوند . و همچنين رحمى كه يك طفل را طاقت دارد اگر دوتا موجود شود هرگاه هر دو فاسد شوند إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ است و اگر يك خدا غالب شود لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ است . و همچنين از يك تخم كه دو درخت سبز شود اگر هر دو فاسد شوند عيب اول است و اگر يكى فاسد شود عيب دوم است و خداى غالب خداست نه خداى مغلوب . همين طور كه وقتى دو نفر - نعوذ بالله - با زنى زنا كردند يا مجامعت به شبهه ، با يك مرد دو مرتبه جماع كرد لا بد يك نطفه جنين مىشود ، يا دو گردو كه

--> ( 1 ) - يعنى هر دو خداى فرضى . ( 2 ) - مؤمنون ( 23 ) : 91 . ( 3 ) - مؤمنون ( 23 ) : 91 .